مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خرد مار Khorde maar نامادری – زن بابا
تنگ ور tange var ابزاری در دستگاه بافندگی سنتی
زلیک zelik قی چشم
دماسه demaasse گیر کرده – چسبیده
شا جان shaa jaan شاه جهان – از اسامی زنان
کندل کوم kandelkom دره ای در کلاردشت چالوس
غئل غئل ghoel ghoel جوشیدن آب در اثر حرارت زیاد و بیش از حد
ده قالی de ghaali دوقلو
خائون khaaoon طالب – خواهان – عاشق
لارت هدائن laart hedaaen پاره کردن – چاک دادن
روده پیج roodepij ۱گرفتگی روده – قلنج روده ای
خال پشته Khaal peshte به میزان یک کوله بار شاخ و برگ درخت را به دوش کشیدن
چه وسه che vesse برای چه – چرا
پس پس pes pes قمیش سرنا پستانک سرنا که آوای سرنا از آنست
لوش پیچک loosh pichak ادای کسی را در آوردن – کسی را مورد تمسخر قرار دادن
مرغی شه merghi she اولین باران بهاره که موجب رویش علف زارها شود
جرن jeren کسی که دچار اسهال شده است
روش بکشیین roosh bakeshiyen ۱حرکت کردن ۲همانند حرکت خزندگان خزیدن آهسته
اوتل o tel تاول
راسه کل raasse kel شخم زدن در خط مستقیم
بموندستن bamondesten ۱واماندن – درماندن ۲از گروه و رهروان بازماندن ۳ماندن و ...
تلوک tolook کم – مقدار کم
جول jol عمیق – گود
تورکش toorkash نام مرتعی در نزدیکی امام زاده حسن سوادکوه
ور دگرسن vaar dageressan ۱پیچ خوردن پا ۲برگشتن
چلو دکت chelo daket ۱در باور عوام زنی که در روز عقد خود،غذای تازه متوفایی را ...
بز رو په be zroo pe روستایی از دهستان بندپی بابل که نام دیگر آن بز رودپی است ...
بنجی نون benji noon ۱نانی که از آرد برنج،آرد گندم،آرد ذرت و یا آرد نخود درست ...
شریته sharite طناب کوتاه و باریک
پلی pali ۱برگرداندن – جنب – کنار – پشت و رو ۲بغل – پهلو
گارا گار gaarraa gaar پشت سرهم و با شاب
خطیب – کلا Khatib kalaa از توابع دهستان میان رود پایین نور
بخندیین baKhendiyen خندیدن
سر کتل sar ketal خوشه ی غلات
مندو mendo نوعی روغن است
بی نماز binemaaz از توابع دهستان بابل کنار بابل
چاپیس بویین jaa pis baviyen در جای خود پوسیده شدن
از بین – چال azbin chaal روستایی از دهستان جنت رودبار رامسر
کور اجاق koor ejaagh بدون فرزند و جانشین – کسی که اجاق خانواده اش کور است
په آشتن peaashtan ۱بلند کردن ۲به چرا بردن رمه
چپ دکتن chap daketen با کسی چپ افتادن و بد شدن
پیش –راشو pish raasho چهار شب دیگر
آروس مار aaroos maar ۱مادر عروس ۲زن پرتجربه که در شب زفاف راهنمای عروس است
حاجی کلا haaji kelaa ۱از توابع دهستان بیشه سر بابل ۲از توابع دهستان چهاردانگه ...
ماردنی بک maardani bek ۱رهایی یافتن از مراقبت بزرگترها ۲آزادی عمل فرزندان در غیاب ...
نسخه nosKhe نوشته ای که از روی کتاب یا نوشته ای دیگر تحریر کرده باشندرونوشتمعین/ج۴/ص۴۷۲۱ ...
بکلسن bakelessen ۱فرو ریختن ۲ریخته شدن
مائی گیر maaei gir ماهی گیر
سر چو چین sar chchin چوب نیم سوخته ی اصلی اجاق
پیوردک piyoordak مرضی که پس از بهبود نسبی بازگشت نماید

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۲۶۹
mod_vvisit_counterديروز۳۸۲۸
mod_vvisit_counterاين هفته۳۱۸۷۴
mod_vvisit_counterاين ماه۹۹۹۸۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۵۰۳۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني