مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
درویش خلک darvish Khelek روستایی در کوه های جنوبی بهشهر
لپر زمین laper zamin زمینی که تخت و صاف باشد
جا بده jaa bade پنهان کن – مخفی کردن
بشنفتن beshnoften شنیدن
ماس مالی هاکردن maas maali haakerden انجام کاری از روی بی دقتی
کل بویین kal baviyen ۱از کار افتادن گرمابه یا آسیاب ۲کچل شدن
وجرد vajard شیرخشت با نام علمی cotoneaster
خر مستی Khar masti ۱شنگول ۲پایکوبی ۳گلاویز شدن ۴شوخی کردن
آهنگر aahenger از طوایف و تیره های ساکن در کتول
ماه بمنسن maahe bamonessan به مانند ماه – به ماه شبیه بودن
یک او yak o آبیاری اول زمین و مزرعه
زمنج ولگ zemenje valg نوعی گیاه دارویی که بر زخم نهند
دنگپیا dangepeyaa از توابع دابوی جنوبی بخش مرکزی آمل
چرخیته کینگ charKhite king هرزه گرد
پرزانه parezaane غذای خاص بیمار مطابق تجویز پزشکمحرف پرهیزانه
در کفنه dar kafene ۱بیرون افتادن – ظاهر شدن ۲نمایان می شود
غزل ghazel اسب سفید
چلوار chelvaar نوعی پارچه
سنگین زن sangin zan
سیاه خونی اسک siyaa Khooni esak نام مرتعی در آمل
باری baari ۱بارکش – حیوان بارکش
رج بردن raj baorden به دنبال هم رفتن
پمت pemet ۱پوشیده – متضاد عریان و لخت ۲پوشاک نو ۳پوسیده
مارکاسه شو maar kaaseshoo سور دادن خانواده های داماد به خانواده های عروس یک شب پس از ...
راسه دیم raasse dim ۱متناسب با طبیعت خود ۲یک طرفه کردن ماجرا
آبندون aabendoon نام رودی در سوادکوه
چلی و چکا chelivachekaa دو قطعه چوب کوتاه و بلند مربوط به بازی الک دولک
کر غول kar ghool ۱گوسفندی که گوش های آن کوچک است ۲آن که سخت ناشنواست ۳نخاله،زبان ...
لس las ۱سست – لق ۲آهسته
پی وری بزوئن pi vari bazooen از پشت سر حمله کردن
راستی بئوتن raasti baooten راست گفتن – سخن گفتن از سر صدق و درستی
باشه baashe دلیجه – قرقی
پالان دوز paalaandoz ۱کسی که شغل پالان دوزی دارد ۲بافنده – جولاه
ملکی maleki گیاهی شبیه اسفناج است که در پلو ریزند – نوعی گیاه صحرایی ...
سیوبینج siyoo binj شالی نرسیده – شالی خوشه نداده
نسوم گلن nessoom gelan نامی مرتعی در آمل
ویوک vivak بیوه – زن شوهر مرده
تینش tinesh حرارت – گرما – دما
شیوار shivaar ۱دره ی کوچک – فرو رفتگی بین دو قطعه زمین ۲زه کش زمین باتلاقی ...
اشکی eshki سرشاخه های خشکیده ی درخت که از آن به عنوان هیزم استفاده شود ...
النگو alengoo دستبند زنانه
خیشان Khishaan از طوایف ساکن در کردکوی
بیشه مله bishemale از روستاهای هرازپی و دابوی جنوبی آمل
پس هنیشتن pas henishten عقب نشینی کردن
تجان تجان tejaan tejaan ۱شتابان ۲حرکت تند و سریع و باعجله
شیوک بزوئن sheyook bazooan ۱کفک زدن ۲زنگ زدن
پارچو paarchoo پایه چوبی پرچین
کئنده koende کانده
کته بزوئن kete bazooen زاییدن سگ و گربه
تاریک کش taarik kash نیم سایه – نیم تاریک – تاریک روشن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۲۴
mod_vvisit_counterديروز۳۵۸۰
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۵۳۲
mod_vvisit_counterاين ماه۶۳۹۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۳۲۰۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني