مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
درد dard ۱گردش کن – دور بزن ۲بازگرد
آرد غالچین aard deghaalchiyee آمیختن آرد و آب باهم و ورز دادن آن و خمیر ساختن
داسا daasaa ۱تا حالا – چند وقت پیش ۲اکنون
صف دوسن sof davessan صف بستن
قمچی ghamchi شلاق
چشمه سر cheshme sar ۱از توابع دهستان پایین خیابان لیتکوه آمل که نام دیگر آن ...
ورکار var kaar ۱شریک – انباز ۲همکار
چش پوشی هاکردن chesh pooshi hakerdan گذشت کردن – صرف نظر کردن
مچکی machki محوری که پل آبدنگ حول آن بلند شود
پم هکاردن pam hekaarden پهن کردن – گستردن
سبی دم sebey dam صبح دم – طلوع خورشید
سه تیر بخارد setir beKhaard نفرینی است با آرزوی اصابت گلوله له فرد نفرین شونده
قالاچ ghaalaach نوعی نان با طبخی مخصوص که از روس ها اقتباس گردیده،در شهرهای ...
اچی achchi از توابع دهستان جلال از رک جنوبی شهرستان بابل
هیلاته heylaate ۱پوسیده ۲از میان رفته
سایه دیم saaye dim رو به سایه – جایی که نور آفتاب بر آن نتابد
زفرون zaferoon نام گاو زرد رنگ
امسی یک amsi yak نام تپه ای قدیمی در اراضی اسبی کلا از دهکده های ناتل رستاق ...
خایه بند Khaaye band بیضه بند
سفال sefaal پیشانی
دلی دلی deley deley ۱درنگ و تأخیر ۲از اصوات به هنگام سرور و شادی
ارو شقع پارو
خاک و خل Khaak o Khel گرد و غبار
کسمه کاسبی kasme kaasebi کسب و کاسبی
ورکاگوشی varkaagooshi نوعی قارچ سمی
اسل – رغون asel ragon ۱دارای طبع گرم ۲دارویی برای درمان سینه ۳گیاهی بوته ای با ...
ببالسن bebaalessen بالیدن – افتخار نمودن
قیر ghir اسب سیاه رنگ
انگار هکردن engaar hakerden ۱ترک کردن ۲رها کردن ۳قید چیزی را زدن
کلون kaloon ۱نام مرتعی در شیرگاه سوادکوه ۲سرور،زیبا
جوش بخاردن joosh baKhaardan جوشیدن
ور کاده varkaa de ۱از توابع ناتل رستاق نور ۲از توابع لیتکوه آمل
سیر سیر sir sir لفظی که به هنگام نزدیک شدن زنبور گویند تا زنبور دور شود
کرب زنی karb zani کرب زنی یا کارب زنی عبارتنداز:دو تکه چوب سخت که در دسته های ...
نو دلاک nodelaak ۱گردنه ای در کلاردشت چالوس ۲قله ای در کلاردشت چالوس
کلار دره kelaar dare از توابع بالاتجن قائم شهر
پرزمه perzeme اندک
بینج کوه روستايي از دهستان مذكوره ي شهرستان ساري
زون کچه بویین zevon kache baviyen ۱کف کردن از تشنگی ۲بند آمدن زبان
زردآلو zerd aaloo زردآلو
کو بزوئن koo bazooen ۱برخورد کردن ۲جنگیدن دو گوسفند نر با هم
دار ولگ daar valg برگ درخت – برگ نوعی گیاه انگلی که بر روی تنه ی درختان روید ...
وادر بردن vaa dar borden از پا در آمدن
گسنه gosne گرسنه
هیشته hishte از اصوات برای راندن پرندگان
امنیه amniye ۱امنیه ۲مأمور اجرای قانون در زمان قاجاریه
دس قرض dasgharz قرض گرفتن
دنگاله dengaale دو آلت چوبی به شکل عدد هفت که بر دو طرف پالان اسب یا الاغ ...
سیس کلی siskeli نوعی تفنگ نامرغوب
شمشه shamshe نوعی شمع که از موم و نخ تابیده درست شود

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۵۱
mod_vvisit_counterديروز۷۲۱۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۹۴۰۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۴۵۳۶
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۸۹۱۱۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني