مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لرده larde ریزش – گل و لای و سنگ ناشی از رانش زمین
ازارسی – نعمت الله ezarsi nematellaa از توابع دهستان بابل کنار بابل
کاشم دار kaashem daar ۱کاسه ی کوچک ۲پارچه ای که با آن کاسه و ظرف را شویند
لاچ کل laach kal گاوی که شاخ های باز داشته باشد
دوتلی dooteli وسیله ای در گهواره که آلت تناسلی پسر بچه را در آن می گذارند ...
کشکی کلاخ kashki kelaaKh کلاغ معمولی
سنو هکاردن seno hekaarden آب تنی کردن
تاجنی ین taajeniyan تاختن
آخر سری aaKher sari آخرین بار نهایتا
گته مار gate maar مادربزرگ
دئوتی کشتی daooti keshti گاوبندی در کشتی
کزه زلف kaze zelf زلف نرم
لاخمه laaKhme گوشت لخت
چالک ده chaalek de از توابع دهستان یخکش بهشهر
ونک venek نوزاد شپش
اسکل eskel گوشه ی بیرونی خانه های روستایی
اتا گال attaa gaal ۱یک وقت ۲واحد زمانی نامعین ۳گاه به گاه وقت و بی وقت
ورگ varg برگ
تخرمه toKhorme آدم قدکوتاه
در بایس بویین dar baayes baviyen به هم نیازمند شدن
چل تا chal taa نخ دوک نخ ریسی در پارچه بافی سنتی
امیر – گانی amir gaani ۱از انواع پنبه ی معمولی که نوع دیگرش پنبه ی رزمی است ۲نام ...
بالا گتاب baalaa gataab از توابع دهستان گنج افروز بابل
کمر کلا kamer kelaa از توابع نرم آب دو سر ساری
پتازه pataaze ۱پخته شده ۲رب
سوس soos نام مرتعی از توابع شهرستان گرگان
چرخه charKhe دو کارد فولادی قیچی مانند که پشم های گوسفندان را با آن می ...
واشکا vaashkaa مزرعه ی کاشت علوفه
روئه rooe رویه – روش
فریدون کلا fereydoon kelaa از توابع بندپی بابل
سر مرز sar marz سامان و مرز بین دو زمین که از آن برای گذر استفاده کننده
گیسه دماله gise demaale پارچه ای که از انتهای مو،به مو بافته شود
قاروت مال ghaaroot maal کشک ساب
پرک پا parkepaa کوهی در شهرستان نور
روشن بین rooshen bayyen ۱روشن شدن ۲درخشیدن
باکله قمبر baakele ghamber کفش دوزک
بی یه بی یه biye biye لفظی برای دانه دادن به کبوتر و مرغ
خزر Khazer دریای خزر که در قسمت جنوبی با طول تقریبی نهصد کیلومتر از ...
گوخدا goo Khedaa حشره ای با شاخک های بلند و بدن سیاه
سیوکام seyookaam ۱دندان سیاه ۲اسب بد یمن
کیناکینی kinaa kini عقب عقبپس پسکی رفتن
فشکور feshkoor نام قلعه ای قدیمی در دهکده ای به همین نام در کوهستان کلارستاق ...
لم تمشک lam tameshk
پتو آش patoo aash نوعی آش بومی
گلی غرپان کاردن gali ghorappaan kaarden ۱فریاد و هیاهو سر دادن – رجز خوانی – باد انداختن در گلو ...
جور لتارسی joor lataarsi مرتعی جنگلی در مسیر مال روسی سنگان کجور
ززم zezem زنبور عسل – زنبور
پس گردن چالی pase garden chaalay گودی پشت گردن
بور تله baver tale از انواع تله که جهت به دام انداختن ببر مورد استفاده قرار ...
سرد او sard oo آب سرد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۴۲۳
mod_vvisit_counterديروز۶۲۶۲
mod_vvisit_counterاين هفته۳۳۹۰۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۶۹۹۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۹۹۸۹۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني