مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اشنیک ashnik ۱موش درختی ۲سنجاب ۳آدم بدقیافه
هزار پیشه hezaar pishe کلک باز – کسی که برای رسیدن به اهدافش دست به هر کاری زند
دس درام das daarem ۱زمین بدون سند رسمی ۲زمینی که به صورت امانی و عاریه در اختیار ...
زاری حال zaari haal تکه ای است سازی مربوط به لـله وانام اصلی این تکه فراموش گردیداز ...
خج Khej پوسته ی شالی یا ارزن
چل سوزن chel shooze آبکش برنج – صافی
ناکک naakak ۱سکسکه ۲هق هق گریه ۳آخرین نفس
بن چق ben chegh ۱از بنیاد ۲از نخست
درون هسوین darvan hasveyan دربند بودن – توجه کردن
میار mayaar از طوایف بومی ساکن در کلاردشت چالوس
دم کش dam kash دمی – پارچه ای که دور دیگ گذارند تا پلو خوب دم کشد
گاله هدائن gaale hedaaen برخاستن دود و غبار ناگهانی از مکان یا چیزی
هلو آبی haloo aabey از انواع خورشت
دغالچ deghaalch ۱مخلوط کن ۲غوطه ور شو
جم هاکردن jam haakerdan ۱جمع آوری کردن ۲مرتب کردن
نامن naamen نا امن
چکل chekel ۱شاخه های درخت ۲زائده
مدکا madkaa بالش
اشنو eshnoo نام مرتعی در آمل
سر تب بزوئن sar tab bazooan تو سری زدن
کرس هادائن keres haadaaan ۱پناه گرفتن ۲رماندن و هدایت حیوانات وحشی به نقطه ای که در ...
کچر kacher نوعی رب انار
هرستائن herestaaen ۱ایستادن – بلند شدن ۲بیدار شدن
راش raash گاو سیاه رنگ
گرچ gerch ۱سرحال ۲چابک و توپر ۳بهم چسبیده
شنک shennak زردآلو
بی بی گل bibi gal موش کور
کام ور kaam var کدام ور کدام سو
پش pash پشم کرک موی گوسفند
علف چر alaf char ۱مرتع – چراگاه ۲به چرا رفتن حیوانات
تلمی یار talami yaar از مکان های واقع در روستای زیارت گرگان
تی ti ۱مرتعی در ولوپی سوادکوه ۲پسوند سمت و سو مانند:این تی به معنی: ...
رخ رویی reKhe roi اسهالی – شکم روی
گل بن گسندی gele bene gosendey گورکن
ازگ ezg گیاه و شاخه ی نورسته و تازه جوانه زده
هاوه haave شد – انجام شد
یه اسه گردان او ye asse gardaan ow مقدار آبی که آسیاب را به گردش وا دارد
پلا کر pelaa kar قاشق چوبی برای ریختن پلو کفگیر
علمدار مله alem daarmale از توابع پنجهزاره ی بهشهر
رجونه rajoone ۱نشانه ۲هدف
جندغ jandagh ۱کم بها ۲پول سیاه – پول کم ارزش
اییان iyaan ۱اینان – اینها ۲این کلمه وقتی با کلمات دیگر ترکیب شود معنای ...
آسانه aaszzne است
پیزن pizon ۱جای بند شلوار ۲لیفه
لسفیجان – خاجه lesfijaan Khaaje از توابع ناتل رستاق نور که نام جدید آن نوآباد است
بادگلو baad galoo آروغ – بادگلو
راپون raapon تنکه ی مخصوص کار در مزارع برنج
شه نوربکشین she varbakshiyan به طرف خود کشیدن
ریس بزئن ris bazoen ۱ریسه رفتن ۲لرزیدن
کویی کنجی kooyi kenji کنجد وحشی که محل رویش آن،کوهستان البرز مرطوب است

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۴۲۶
mod_vvisit_counterديروز۶۲۶۲
mod_vvisit_counterاين هفته۳۳۹۱۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۷۰۰۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۹۹۹۰۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني