مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کل kel پسوند مکانی است مانند:توت کل
چرمه جار charme jaar نام مرتعی در حوزه ی کارمزد شهرستان سوادکوه
بنو ben o ۱پایین مزرعه و زمین و یا آبادی ۲آبی که از پایین مزرعه خارج ...
لوبزان loobezaan لگد زدن
بوچکو boochkoo انباشتن دسته های گندم و سالی به گونه ای که باران در آن نفوذ ...
سرخ وازیک serKh vaaziyak مرتعی در نور
ملا باجی mellaa baaji زن با سواد
نماز لاله nemaaz laale ماهی کفال چشم درشت
واربن vaar ban مالیده شده
بکندسه bakendesse ۱آجدار ۲دندانه دار
اری ari آرواره – لثه
پودنه poodene پونه از خانواده ی نعناع
پئی نواله peei nevale نام مرتعی در شهرستان سوادکوه
خاله زنک Khaale zanek مرد زن صفت
تول tool گل و لای
شقه زو shaghghe zoo حلوایی که از کنجد درست شود
یه رک ye rek بستن احشام
شه کروم she keroom سار نوعی پرنده
فیسکی fiseki پرافاده
چلپک calpek مرهمی که برای گلودرد به کار می برند(این مرهم شامل خمیر آب ...
پفه pafe شش جگر سفید
کلا kelaa ۱روستا،آبادی،کلات،کلاته ۲از توابع چهاردانگه ی شهریاری ...
لاک تله laak tale دهن گشاد
کئی بورانی kai booraani بورانی کدو
مچ moch موی پیشانی و میان سر که بلندتر از قسمت های دیگر باشد
برسند baresend برسان
بئو baoo بگو – امر گفتن
رک هدائن rek hedaaen ۱راست و ریست کردن – رو به راه کردن ۲قوز کردن
آقا شابالو aaghaa shaa baaloo بنایی است هشت ترک گچکاری شده،داخل بنا نیز هشت ضلعی است که ...
پلوون palevaaoon پهلوان – دلیر
جفت پر joft par مرحله ای از رشد شالی که در آن غلاف نشا دو برگه شود
زیارت ور zeyaarat var از توابع لنگای عباس آباد
تپاتیپ tepaatip سر و صدئای ناشی از شتاب زدگی در انجام کار
چش روشنی chesh roosheni هدیه
اسپن espen ۱ماه اسفند ۲اسپند
بانجام – وزواش baanjaam vezevzzsh ۱ اشکنه بادمجان ۲نوعی خورش که با نان میل شود
مرز بال marz baal مرزهای کوچک و بزرگ کشت گاه
ریک هاچین rik haachiyan ۱خنده ی تمسخر آمیز ۲دندان را با فشار و خشم نشان دادن
دس کردی das kerdi ۱با دست انجام شده ۲دست بافت
او چلیک o chellik ۱ چیزی که بسیار خیس است و آب از آن می چکد ۲به تحقیر به آدم ...
لنگر langer ۱در محاوره به عنوان حرکت و تکان ناگهانی است و در موسیقی تقریبا ...
چرچر cher cher ۱صدای آب باران که از ناودان ریزد ۲آب باریکه – قطره قطره
شنگ shang ۱گیاهی از تیره ی مرکبات که علفی و دارای برگ های متناوب استچون ...
خییز بییارد Khiz biyaard خزبییارد
پر per ۱زیاد – فراوان ۲انباشته
آسیاب سر aasyaab sar ۱دهکده ای از دهستان قره طغان بهشهر ۲دهکده ای از دهستان جنت ...
جیگ و ماجیک jigo maajik از کاری سر در آوردن
سوی را sevi raa سپیده دم
رم بکشیین rem bakeshiyen ۱به کار گرفتن بی قاعده ی افراد یا وسایل – کار کشیدن بیش از ...
تاسایی taasaaei چند لحظه پیش

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۸۳۶۸
mod_vvisit_counterديروز۱۳۰۱۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۱۳۸۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۶۶۲۳
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۸۷۵۹۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني