مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
واوشیکا vaavshikaa
تک پلی tek pali ۱نزدیک دهان
خاس خاسی khaas khaasi ۱رام – جانوری که با نزدیک شدن به او و نوازش شدن آرام شود ...
چیره chire چهره – روی و رخسار
دزئه dazoe ۱چپانده ۲فرو کرده
لته لتکا lateletkaa ۱باغ و باغچه ۲زمین مرزبندی شده
جره زین jareh zine ابزار آهنین و سوراخ دار که در جوی آب گذارند تا خس و خاشاک ...
ساسک saasek ۱برص ۲لکه های روی پوست
داغله daaghle دبه در آوردن در معامله
وجا دره vejaa darre مرتعی در زرین گل کتول
او تو o to آب و تاب دادن در صحبت
هچه گلس heche geles کز کرده و جمع شده
پسنه passane پسند شونده – موردپسند
ونوشه مار vanooshe maar گیاهی خودرو،شبیه بنفشه با گلها و برگ های درشت تر از آن که ...
پلک پتی بزئن pelke peti bazoen ۱دست و پا زدن حین جان کندن – تلاش مذبوحانه ۲نوعی نفرین
یک ضرب yak zarb یکباره – یک دفعه
بیغن bighen نوزادی که موقع سرگرم کردن و به بازی گرفتن اصلا نخندد یا خیلی ...
بادوکن baadooken کسی که بدنش موضع عفونی داشته و در اثر کم شدن مقاومت بدن و ...
دلب delab ۱پهن – درشت اندام ۲نهیب ۳ناهنجار
قجیر ghajir از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزار جریب بهشهر
گوشیار goshyaar کسی که استراق سمع کند – کسی که پنهانی به صحبت دیگران گوش ...
درو گو deroo goo دروغ گو
بییل biyel ۱بگذار – فرار بده – بده ۲اجازه بده
تیل خسی til Khesi گل شل ورز داده شده و آماده ی خشت زنی یا کوزه گری
خل موس Khale moos شیرین عسل
یالو yaaloo روستایی از منطقه ی روشن آباد کردکوی
دله گر dele ger آرزوی بر آورده نشده – عقده ی دل
پیش کتن pish katan ۱سبقت گرفتن – جلو افتادن ۲مردن – وفات یافتن
اسپه – ولق espe velagh سفید رنگ پریده – سفید مایل به خاکستری
پاره paare ۱بخشی از مزرعه ی برنج که یک دهنه آبخور دارد ۲وسیله ای در ...
او دنگ پل o dange pel تیرچوبی آب دنگ
سیم گل sim gel سقف و دیوار گل اندود – سقفی که گل مالی شده و با ماله صاف شود ...
بنه بهشتن bene beheshten ۱بر زمین نهادن ۲کنار گذاشتن
پخه پخه poKhe poKhe صدای سرفه ی متوالی
نر شوکا narshookaa آهوی نر
چرچی محله charchi mahalle نام روستایی در تنکابن
بهار کتی behaar keti مرتعی در حوزه ی علمده نوشهر
پت زئن pet zean سن زدگی غلات
هه اهه he ehe آوازی نمد مالان به هنگام نمد مالی
پلو peloo زمین گود
اکاپل ekaapel روستایی از بخش کلاردشت چالوس
پتک petak پشت گردن
وله هچچی vele hechchi وسیله ای که کاربرد نداشته باشد – اسقاطی
بلارمه bellaarme بزرگترین
دشت وون dashte voon نگهبان مزرعه – نگهبان آیش – نگهبان شالیزار
هوآر hooaar ۱مستقر کن ۲استوار کن
تارستان taarestaan کوهی در جنوب بالا جاده ی کردکوی
او گو o go ۱حیف و میل ۲آماده کردن خزانه شالی ۳آماده ساختن زمین شالیزار ...
بزچفت beze chaft روستایی در کنار بابل
انگیرکولی angir kooli از انواع گیاهان رونده و تیغ دار

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۴۵
mod_vvisit_counterديروز۶۲۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۵۶۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۱۰۹۷
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۹۶۵۹۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني