مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
یه دفه ye dafe یکباره – ناگهانی
تلیون دره talyon dare دره ای در کلاردشت
کئرد koerd چوپان
قاصد ghaased ۱خواستگار ۲پیام بر – مامور انجام کاری ۳دلاله
گل بنه جیک gel bene jik کرم خاکی و حشره ای شبیه سوسک
ساخت saaKht ۱شکل و قواره ی چیزی – اندام ۲بست
جغر jegher ۱شاخه های درهم رفته ی درختان ۲رشته های سفید متصل به تخم خربزه ...
واردنی vaardeni هموار کردن زمین بعد از شخم زدن
آل مجش aal mejesh قدم بزرگ برداشتن
بال کینه baal kine آرنج
تسه چو tese choo مترسک
کره kare روغنی گاوی و تازه که از ماست گیرند
دمدا demmedaa ۱افتاده شده ۲زمین گیر
زغه دکتن zeghe daketen ۱برانگیخته شدن ۲کسی را به یاد کسی آوردن و هوس دیدار را در ...
دشو desho دیشب
چام زن chaam zen آن که از خستگی در جایی توقف و استراحت کند
بزبل تک bezbeltek زنگوله بال – از پرندگان خشک زی
سر سره رگ sar sare reg ۱تمیز کردن ناقص ته دیک ۲وسیله ای جهت تمیز کردن ته ظروف فلزی ...
شیشم shishem سوت سوت زدن با دهان
کار چاله kaar chaale دستگاه بافندگی سنتی
کینگ من kinge mon خشتک شلوار
ترنه terne ۱بادی که از طرف شمال می آید و به طور معمول با برف و باران ...
دغ بنی degh beni بافته ی گردی از ترکه که زیر دیگ گذارند
دسته پا داشتن daste paa daashten ۱مسلط بودن ۲با عرضه بودن
تنگه تا tange taa قسمتی از تله ی پرندگان
بنه bene بوته ی پیاز یا سیب زمینی و مانند آن
امیر – خوانی amir Khaani از مقامات آوازی تنکابن که اساس آن از امیری های مناطق مرکزی ...
او ترتر o ter ter ۱گرداب ۲نقطه ای از بلندی که آب از شکاف آن بیرون زند
آبندانک aabandaanak روستایی از دهستان خیرودکنار نوشهر
کالا در بوردنک kaalaa dar bavedenek نوعی بازی با کلاه
شیش هاکردن shish haakordan سفت کردن – محکم نمودن
بوئن booen باشد
دکوم dekoom شیروانی دو طرفه
رخ رو reKh ro به حرکت در آمدن
قاب جوش ghaabjoosh قهوه جوش،ظرفی که به جای کتری مورد استفاده قرار می گرفت
کرسو karsoo مقداری از ساقه های درو شده ی برنج که در یک مشت جا گیرد
پیئن pien ۱مدفوع حیوانات ۲مدفوع اسب و خر
لت بکشیین lat bakeshiyan چیزی را روی زمین کشاندن
پلکی pelki چرمی که از زیر دم اسب می گذرد و به پالان وصل می شود
دار به دار هاکردن daar be daar haakerden ۱قرض روی قرض بالا آوردن – مشکلی روی مشکل آمدن ۲متواری کردن ...
کش هدائن kash hedaaen دنباله دار کردن سخنی
شب خس میدان shabKhos miydaan از توابع زوار تنکابن
بریجه کاردن berijekaarden سرخ کردن – برشته کردن
تریجه بزوئن terije bazoen جوانه زدن
پت بخردن pet baKherdan پیچده شدن – پیچ خوردن
تاگنده taagende کلاف نخ و کاموا
دلارستاق delaarestaagh دلارستاق دره ای است که امتداد آن از جنوب غربی به شمال شرقی ...
او خار oo khar اوخارد ارگل
آجنگ aajeng سرشاخه های درهم پیچیده ی درختان تنومند
هوت hoot ۱فرو ریخته ۲لفظی جهت متوجه کردن طرف مقابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۳۵۶
mod_vvisit_counterديروز۷۵۲۴
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۸۸۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۹۷۹۶
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۳۸۲۴۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني