مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هسبنا hesbenaa اسنفاج
خرج بار Kharje baar هزینه ی ضیافت عروسی و جشن مربوط به آن که داماد را پرداخت ...
سنگ بس sange bas پیش گیری از گیر کردن جسم خارجی در گلوی کودک
جوج بکارده –می jooj bakaarde mi موی درهم و باد کرده
پرپاتی parpaati ۱با آب داغ چیزی را شستن ۲پر و بال زدن از سر درد و به هنگام ...
کش دن kash don ۱چوخای نرم بافت ۲پارچه ی نرم بافت
هسینگنه hasingene سنگدان
جی زا ji zaa از سبزی های خوردنی جنگلی
کومه koome ۱آلونک کوچک – خانه ی کچک چوبی – نوعی کلبه ی روستایی – آلونکی ...
مرس کوفا mares koofaa از توابع بندرج ساری
جغ جغی jeghjeghi آدم پر سر و صدا،فرد بد اخلاق و عصبانی مزاج،فرد حراف و شلوغ ...
مار وده maar vade شب اول عروسی که وسایل مورد نیاز میهمانی آن از سوی وابستگان ...
ولگوش valgoosh آدمی با گوش کج
خف – بویین Khaf baviyen ۱مخفف خفه شدن ۲خود را در پناه چیزی پنهان کردن و مخفی شدن
اته – ور atte var ۱یک سو یک طرف ۲ هم دست و هم کاسه شدن ۳مستمر
بن ندارم ben nedaarem نقاطی از دریا و دریاچه یا مرداب که ژرفای فوق العاده داشته ...
ازی ezi نوعی حشره – بید – شپشه ی برنج
هستم – هستم – هکاردن hastem hastem hekaarden زیر در رویی در کار – سهل انگاری و سمبل کاری در امور
بکوشتن bakooshten ۱کشتن ۲خاموش کردن
اسب – چرا asbe char نام مرتعی در آمل
پر زمن per zemen ۱مدت زمان زیاد ۲دیرهنگام – خیلی وقت ها
نشت و پشت nasht o pasht دعوا و نزاع
زیر دستی zir dasti بشقاب
زن خرزا zan Kherzaa فرزند خواهرزن – خواهرزاده ی زن
لور levar نوعی درختچه است
مریجان marijaan از توابع لاریجان آمل
کبودی kaboodi آب تند رنگ آبی دریا در چشم انداز افق
کر گزنا kar gaznaa گزنه ای که گزش ندارد
سنگرسر senge sar از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
لت و لوت let o loot آب گل آلود
پشمروک pesh merook بی حال و بی جان
خر Kher ۱سود – بهره –خیر ۲بیخ گلو نای خرخره ۳ذخیره
کو سیر koo sir سیرکوهی که مورد استفاده ی غذای در پلو و بورانی دارد
رخ دینگئن reKh dingoen اسهالی کردن جانوران از راه خوراندن خوراکی ها ناسازگار
انگت anget انداخته
تاووسی taavoosi اسب یا قاطری که به رنگ خاکستری تند و براق باشد
تپز toppoz ۱آماس – ورم ۲مانع – مزاحم
سیمت simet از توابع خانقاپی قائم شهر
پلت هال palat haal از اماکن مسیر راه تنکابن به سه هزار
بینج تاش binj taash ۱زمان درو کردن برنج ۲دروگر
حلال هکاردن helaal hekaarden ۱حلال کردن – ذبح شرعی کردن ۲بخشیدن
پرخال par Khaal ۱پایه های چوبی به شکل عدد هفت که برای پرچین کردن به کار رود ...
عشیره سر ashire sar از توابع گیل خواران شهرستان قائم شهر
چاری chaari از توابع دهستان گنج افروز شهرستان بابل
جاکتن jaakatan جا افتادن
حلوه – شیر halve shir ماست مخصوصی که از مخلوط شدن شیر گوسفند،ماست و شیره ی انجیر ...
گواگر gevaa ger (ریزمقام) درلغت به معنی ساق دوش استدر موسیقی منطقه،نام تکه ...
میون مج mioon mej کسی که در میانه ی میدان قدم می زند در اینجا مراد میان دار ...
کتی بن keti ben از توابع بهرستاق لاریجان واقع در منطقه ی آمل
مترامترا metra metraa آهسته آهسته – نرم نرم

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۱۱۸
mod_vvisit_counterديروز۶۶۰۸
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۱۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۶۶۷۲
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۱۰۹۳۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني