مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پوس مز poos mez ۱کار کردن در برابر غذا در مقابل سیر شدن شکم ۲نوعی از روابط ...
نیم ور nim var از توابع دهستان کوه پرات نوشهر
شرف sharf ۱شال گردن ۲روسری و یا شال تور مانندی که زنان روی سر انداخته ...
ماتمی maatemi نوعی نفرین به حیوان به این معنی:که تو را در ماتم و عزای صاحبت ...
پلیس بیته palis bayte پایان یافتن اندک چیزی که باقی مانده باشد
وادم vaadam کج باران
شورا بون shooraa boon محل شستشوی مرده – غسال خانه
کل وندی kal vandi نوعی بستن روسری که آن را بر روی پیشانی گره کنند
کیس kis چروک دار،دارای چین
پیش نفار pish nefaar تخت کوچک ایوان خانه های روستایی
سیو تیکا siyoo tikaa توکای سیاه
پغز paghz جرقه ی آتش
تاک پل taake pel پلی که از تنه ی درخت ساخته شود
لاویج laavij نام یکی از مناطق نور
اغان oghaan افغان افغانی
هسه فا hasse faa از توابع ناییج نور
قلا ghelaa ۱موقعیت – فرصت ۲میوه ی رسیده و دهان باز کرده ۳خلوت
لم تک lam tak ۱نمد پاره ۲تکه ای از نمد
چیکا chikkaa هیزم نازک و ریز
لوسرزن lzvesarzan درپوش دیگ – درپوش قابلمه
چاچایی chaachaaei کته – پلوی غیرآب کشی
سرکشی sar kashi ۱عصیان گری ۲وارسی – بازدید
هتبه انگتن hatebe angetan ۱درگیر کردن کسی ۲به گرفتار انداختن
چسمه chesme آهسته صحبت کردن
نرگه narge ۱ کمین نشستن برای شکار ۲تنگه
انجیلی سره anjili sere سر شاخه های درخت انجیلی،قبل از ریزش پاییزی که برای تعلیف ...
شا shaa شاه پادشاه
تمه tame ۱کرت بزرگ برنج کاری که به کرت های کوچکتر تقسیم شود ۲ بخار ...
دوله دینگوئن doole dingooen ۱در تنگنا قرار دادن به هنگام کار در مزرعه ۲در تنگنا قرار ...
سیابهار seyaa behaar شامل چهارماه سال،از اول اسفندماه تا آخر خرداد که به سختی ...
ده دم dedem
تنده tende زخم دانه ریز
چن وخت chan vakht ۱چه مدتی؟ ۲چند مدت بیشتر
بچر تون becher toon از انواع بازی با گردو در درون اتاق
توسکان tooskaan از نام های قدیمی کردکوی
دنیا denyaa دنیا
چاشت یار chaasht yaar آن که خوراک چاشت را برای کارگران کشاورزی می برد
کوری koori ساده لوح،خل
گو به گو go be go ۱وارد کردن گاوها به مزرعه ی پنبه قبل از برداشت ۲ازدواجی ...
کوه هارون koohe haaroon کوهی در هفت کیلومتری جنوب شهرستان علی آباد کتول به ارتفاع ...
ارمک – کلا armek kelaa روستایی از دهستان هراز پی شمالی آمل
ساسی saasi مه غلیظ
شوته کون shootekoon آدم اسهالی
پخ paKh ۱فرو رفته و سرپهن ۲آشغال از جنس برگ و چوب
خادداری khaad daari خودداری – شکیبایی – مقاومت
هرانگتن herangetan ۱آویزان کردن ۲شلیک کردن ۳خارج ساختن آب ماست ترش با آویزان ...
وابمنس vaabamones وامانده
کل گم هکردن kel gom hakerden گم کردن رد پا یا نشانه و اثر،از چیزی یا کسی
کچرود kachrood نام ناحیه ای در دشت منطقه ی کجور
زولنگ zooleng ۱سبزی خودرو و معطر خوراکی ۲تاول هایی شبیه به زگیل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۳۵۶
mod_vvisit_counterديروز۷۵۲۴
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۸۸۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۹۷۹۶
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۳۸۲۴۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني