شما مي توانيد با عضويت در سايت ، ليست كلمات دلخواه خود را جداگانه انتخاب كنيد و در مواقعي كه نياز داريد از سريعا به آنها دسترسي داشته باشيد

آگهی
مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
زئك zaak جوانه ي دوباره رسته اي كه از بوته ي شالي درو شده برويد
زئن zaen زدن
زئه zee ۱شيري غليظ و مقوي كه پس از زاييدن گاو حاصل شود ۲مايه اي كه ...
زئه شير zee shir از انواع محصولات لبني
زا zaa ۱زاييده ۲اولاد
زا zaa ۱دام شيرده ۲دامي كه در انتظار زاييدنش باشند ۳نسل
زا zaa روغن مانده در داخل تلم
زا zaa ۱ماده اي بسيار شفاف كه جهت رفع درد دندان به كار رود – زاج ...
زا به زا zaa be zaa پشت سرم زاييدن
زا را zaaraa ۱انگار كه – مثل اين كه ۲شايد
زا گو zaa goo گاو شيرده
زائو zaaoo زني كه تازه زايمان كرده باشد
زائيمان zaaeimaan زايمان
زابوار دن zaaboaar dan دامي كه به سبب زاييدن در مرتع جامانده و به آغل باز نگردد
زابون zaa boon چوپاني كه از گوسفندان تازه زاييده مراقبت كرده و آن ها را ...
زات داشتن zaat daashten ۱اصالت داشتن ۲استعداد داشتن
زات و بوت zaat o boot ۱زاد و بوم ۲دارايي
زاجوش zaajoosh مخلوط تخم مرغ و آهك جهت چسباندن اشياي شكسته شده
زاد zaad ۱زادن – متولد شدن ۲سرشت – ذات
زادو رود zaado rood فرزندان و نسل
زار خاركي zaar Khaareki به زور – به سختي
زار خاري zaar Khaari ۱اندكي – كمي ۲به زور – به سختي
زار خوبويين zaar Kho baviyen بد خواب شدن
زار زار zaar zaar گريه ي شديد – گريه ي توام با ناله
زار زار بكوشتن zaar zaar bakooshtan با رنج و عذاب كسي را به قتل رساندن
نمايش 25 از 786 نتيجه . جستجو را محدودتر نماييد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۹۰۷
mod_vvisit_counterديروز۱۷۶۸
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۰۱۸
mod_vvisit_counterاين ماه۲۱۱۶۳
mod_vvisit_counterجمع۶۳۱۸۷۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني