مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تنگ غرت ر واکاردن tange geret re vaa kaarden
دسامی dassaami دستنبو از محصولات جالیزی تزیینی و خوشبو
شوآر shoaar کشتزاری که زمین آن از اطراف خود پایین تر بوده و آب بیشتری ...
سفال sefaal پیشانی
اتا هکاردن attaa hekaar den پنهانی و دزدانه نگاه کردن
ور این ور var in var به این طرف
قاشق زنی ghaashogh zani در شب چهارشنبه سوری نوجوانان و جوانان پسر براساس سنتی قدیمی ...
گو په go pe ۱در جستجوی گاو گم شده ۲گالش
قرت ghort ۱گلو ۲برجستگی های دمل گونه ی روی بدن یا صورت که در اثر ضرب ...
اج oj از انواع گردو که پوست سبز آن به آسانی جدا شود
چک کال آغوز chak kaal aaghooz گردوی سخت پوست
بدن bodon بندشلوار
تنگ ولس هاکردن tang o las haakerdan سفت و شل کردن
میلنه meylone موریانه
کین شمل kine shammal ماهیچه های نرم دو طرف سرین
اشک eshk زیرچشمی نگاه کردن
بمون bamon ۱توقف کن – بایست ۲بمان – اقامت کن
ترشوک tershook ساقه ی تازه ی تمشک که ترش مزه است
تن پوش tan poosh جامه – پیراهن
گنجه ganje خوک کوچک – بچه ی خک
برمانیین baremaaniyen رماندن – متواری کردن
علی اکبرخون ali akber Khoon در اصطلاح به کسی گفته می شود که در مجلس تعزیه،نقش علی اکبر ...
تلپا telpaa ۱سیرکوهی ۲نوعی علف
تاکلی taakeli ۱نگاه دزدانه ۲نوعی بازی کودکانه
زالک zaalak ودیعه
کری کلا keri kelaa از توابع ولوپی واقع در منطقه ی قائم شهر
خمیر بوردن Khamir boorden فرو افتادن خمیر به داخل تنور در اثر ازدیاد گرما
پیش هدائن pish hedaaen ۱بالا آوردن – قی کردن ۲به جلو هل دادن
شورماهی کله shoore maahi kale کله ی ماهی شور
در بوردن dar baverden ۱فهمیدن – درک کردن ۲دزدیدن – قاپیدن ۳نجات دادن کسی از مهلکه ...
چرده کاچ charde kaach شاخه ها نازک بدون برگ – شاخه هایی که برگ های آن مورد تغذیه ...
هتکه – پشت hatke pesht از توابع بیشه ی بابل
امار emmaar انبار
نر تران norteraan ناودان چوبی که در مکان های ویژه ای ازعبور نهر تعبیه شود و ...
چمه بن chame ben نام مرتعی در منطقه ی شهرستان آمل
سقر تشی saghghar tashi گورکن
چک chek صدا – صدای شکستن یا به هم خوردن دو چیز با هم
توک توکن took tooken ۱وسیله ای که با آن قیم های قوی را در زمین فرو کنند
راسه را raasseraa راه راست و مستقیم
میرک mirek ریز و کوچک
پل شاخ pel shaaKh گاو یا بزی که شاخش به سمت جلو و در حالت افقی قرار گرفته باشد ...
زروم zoroom از توابع چهاردانگه ی هزارجریب ساری
سنجل senjel ۱حلرون ۲آذرخش در کتول
کلاچ ببین kelaach babeyan بیهوش شدن در حدی که سفیدی جای سیاهی چشم را بگیرد
پیش کاتی pish kaati ۱موی جلوی سر ۲جلوی سر
رخس ماری raKhos maarey بازی قایم باشک
پاف بکارده چش paaf bakaarde chesh چشم درشت و باد کرده
چوک chook آلت تناسلی پسر بچه
گردهاییت gerd haayit ۱غبارآلود ۲گردو خاک گرفته
جور بیموئن joor bimooan بالا آمدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۰۴۹
mod_vvisit_counterديروز۶۸۴۵
mod_vvisit_counterاين هفته۲۸۴۰۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۹۸۴۸
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۳۰۲۷۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني