مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
گرزمون garzemoon از توابع مسکوره ی شهرستان ساری
تالارسر taalaar sar از توابع رامسر
غلوالک ghalvaalak غربال کوچک
یه – سر – دگوش ye sar de goosh موجودی خیایل برای ترسادن بچه ها
داچاشت daachaasht پیدا – آشکار
ملیجه روزی melije roozi ملیجه روزی
بن پور بزن ben poor bozen ۱انباشتن ذخیره کردن ۲حفاری زمین توسط حیواناتی همچون خرگوش ...
آمختن aamoKhten تربیت کردن – آموختن – پروردن
سراینگن saringen ۱لحاف – بالاپوش ۲در تلار(گاو بنه)سازی،یکی از جالب ترین و ...
پا paa چیستان
خور Khaver خبر
تفله tafle دو قطعه ی آهنی که بر دو سر محور چرخ آب دنگ نصب شود
تجن tajen ۱گذرگاهی که آب تند در آن جاری باشد ۲در پهلوی تچن tachan به معنی ...
لینگ لو ling loo ۱لگد مال ۲زیردست و پا انداختن
پرهایتن par haayten ۱پرواز کردن ۲از خوشحالی در پوست نگنجیدن
چنگ پلوش هاکردن chang peloosh haakerdan ۱فشردن ۲مشت و مال دادن ۳ور رفتن ۴شستشوی لباس
دسی خی dassi Khi زشت
الاشیرو elaa shiro گاوی که شاخش از هم باز باشد
چوچین کونه choochin koone چوب نیم سوخته
نفرینگ nefring ۱نفرین – لعنت ۲ناسزا
پشتکی pashtaki ۱معلق زدن ۲پشتک وارو زدن
وردار var daar ۱پهن عریض ۲ینگه ی همراه عروس
گاوبر gaavbar از توابع سه هزار واقع در منطقه ی تنکابن
آیین aayin ۱گاوآهن ۲آهن
وزکلو vazkelo روستایی در نواحی کوهستانی نور
مهر خاره mahar Khaare لک لک
فینگن fingen ۱غرغر ۲کسی که حرفهایش تو دماغی باشد
ولشت velesht ۱راه سربالایی تندو ناهموار ۲بخشی از تپه و خاکی که در اثر ...
آهک چارو aahak chaaroo آهک و ساروج
دفرازنیین defraazeniyen تکیه دادن چیزی را به جایی تکیه دادن
کر ون kar van کارگری که خوشه های درو شده را جمع آوری و دسته کند
گوش لاک gooshe lak محفظه ی آبشش ماهی
شلمی آش shalemi aash از آش های سنتی که ماده اصلی آن گیاه خودروی شلمی است
چیندکا chindekaa جوجه ی کوچک
نارم لی naarem li غاری در مسیر رودخانه ی نکای بهشهر
رغ regh ۱هرچیز آبکی و متعفن ۲مدفوع آبکی
ریتو ritoo از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاه کوه و ساور استرآباد
لاش laash ۱مردار ۲شکاف ۳کش دادن مایعات و مواد چسبناک مانند عسل
مشبه mashbe مشربه – ظرفی برای حمل شیر و آب و دیگر مایعات – تنگ بزرگ
گلک galke به معنی بسیار که در مقام اغراق و مبالغه بکار رود
وامانده vaa mande ۱درمانده ۲خسته
پرو paroo از مراتع لنگای واقع در منطقه ی عباس آباد
ازا – بخارد azaa beKhaard در عزا مصرف شده – نوعی نفرین
سرخ زرک serKhe zarek نوعی برنج نامرغوب که رنگش به سرخی زند
جیک مرد jik merd جوجه ای که قبل از بیرون آمدن از تخم بمیرد
شورد بوردن shoord boordan کوتاه شدن و آب رفتن
دل سو delesoo مایه ی امید – امیدواری
موله خی moole Khi کنایه از آدم حقه باز و شارلاتان
هال تاشی haal taashi ۱تراشیدن علف های هرز شالیزار ۲تراش دادن بدنه ی کرت شالیزار ...
تاشش هاکردن taashesh haakerdan هرس کردن – تراشیدن بوته و خارهای زاید در باغ یا مزرعه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۲۱
mod_vvisit_counterديروز۷۷۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۴۵۸۵۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۷۳۰۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۴۷۷۳۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني