مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
چمستان chamestaan از توابع دهستان ناتل رستاق نور که در محل چماسن تلفظ می شود ...
آنه aane آه سرد و عمیق
تک و په داشتن tek o pe daashten تک و په داشتن
سه لینگه se linge سه پایه ی فلزی
جز ریک jez rik سوختگی شدید – سوختگی همراه با مچاله شدن – سوخته و جزغاله ...
بار baar اولین مرحله ی غوزه گرفتن بوته ی پنبه که چند کاسبرگ سبز آن ...
خنه خش Khene Khesh داماد سرخانه
سه گه segge مرتعی در تنکابن
دوش بنی doosh beni ۱چوبی که به عنوان اهرم به ریسمان دسته ی علوفه یا هیزم وصل ...
خر کل Khar kel نوعی گردوی مرغوب که در گردوبازی از آن استفاده می شود
دوشان dooshaan ظرف کره گیری
تکو takoo ۱گاوبان خردسال،پایین ترین رده های گاوبانی ۲نوجوان
په در pedor دوره کردن – مرور کردن
چمتا chamtaa کوله پشتی چوپانان و کشاورزان که از جنس پشم دست باف است
زوار zevaar ۱چوب یا فلزی که برای پوشاندن شکاف به کار رود ۲لبه – حاشیه ...
اسب – دیم asbe dim از روی تحقیر و استخفاف به افرادی گفته می شود که صورتی کشیده ...
بخاشته boKhaashte چیز نرم و قابل ورز دادن را با پا یا دست به طور دایم هم زدن ...
قرم قروش gheram ghoroosh ۱گرداندن چوب یا شلاق به دور خود برای ضربه زدن ۲تندر – رعد ...
سییو فک siyoo fek یکی از گونه های بید
چو به چو choo be choo درگیری – منازعه
تاکل taakkel کاکل – موی بلند و حالت داده ی میان سر
الب alb ۱نور شدید و آنی ۲درخشش ۳آذرخش
جغ هادائن jogh haadaaan فشار دادن – در تنگنا قرار دادن
بدارش bad eresh بدترکیب – بی قواره
هوسه hoose جدا شدن – سوا شدن
پترپوت peter poot ۱ناکجا آباد نفرینی برگرفته از واژه ی پطرزبورگ روسیه
ترخ teraKh صدایی که از به هم خوردن دو چیز حاصل شود
دارگوش daar goosh نام قلعه ای قدیمی که خرابه های آن در اراضی روستای وازک از ...
وز vez ۱صدای کوتاه و ناچیز مثل صدای بال مگس ۲کفک غذا
چلاس – بده chelaas bade مخفی کن – در سوراخ پنهان کن
چماخم chamaaKham ۱راه اریب برای بالا رفتن از کوه ۲قلق – لم
کییاده kiyaade از توابع نرم آب دوسر شهرستان ساری
قل قلک چشمه ghelghelak cheshme چشمه ای در روستای کدیر نوشهر
مقوم meghoom درموسیقی مقوم همان مقام مصطلح در موسیقی مناطق استدر محاوره ...
سردسر sarde ser سردسیر
سو کاردن soo kaarden روشن کردن
کالا در بوردنک kaalaa dar bavedenek نوعی بازی با کلاه
کشکی kashki حرف بیهوده و بی اساس
پوک pook اخم
تمبره tambore ۱نام نوعی ساز – تنبور ۲تنه – بدنه ی انسان غیر از سر
پوک pook پتک
دود کش هاکن doodkash haaken
دارکپا daar kepaa کوپه ی شالی یا گندم درو شده که لای شاخه های درخت چینند
هامار دوندن haamaar doondan چیزی را به کسی نشان دادن
خونی لـله Khooni lale علف قناری
حیره hire تخت کوچک روی ایوان خانه های روستایی
آلو کنده aaloo kande روستایی از دهستان ماین دو رود و رودپی ساری
اترا etraa ۱گیاهی باتلاقی که با آن حصیر بافند ۲سبزی کوهی ۳خرده کاه ...
بن واز benevaaz رسمی که براساس آن چوپان ها به اقوام نزدیک یا فرزندان آن ها ...
هراینگتن heraayngetan ۱آویزان کردن ۲آویزان شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۰۹
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۵۴۲۷
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۰۶۶۳
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۱۶۳۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني