مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ایشم ishom آیشم
واچاشت vaa chaasht ۱پیدا –آشکار ۲صبح پس از طلوع
ساتور saatoor ۱ساطور ۲کارد بزرگ قصابی
سیسک sisek کک مک صورت
مندول mandool از توابع علوی کلای چالوس
سرتپخ sar tapoKh سکندری – برخورد با پا یا مانعی که سبب زمین خوردن شخص گردد ...
ول وییاز val viyaaz خمیازه
لارو سر laaro sar ۱از توابع لنگای عباس آباد ۲روستایی در نور
تاغ دون taaghdoon میوه ی درخت داغدانان
پس واز pas vaaz پرش به سوی عقب
حسن جلب hasen jaleb کشیم کوچک – نوعی پرنده ی آبزی مهاجر
پاکی paaki ۱تمیزی ۲داروی نظافت جهت زدودن مو
چش دکت chesh daket از چشم افتاده – کسی که به سبب اعمال ناشایست طرد شود
اهی – نا ehey naa از اصوات به معنی این را نگاه کن
دکله تو de kalle to از فنون کشتی محلی که پس از درگیر شدن و سوت میاندار،فرد فرز ...
ازال آهن ezaal aahen بخش نوک تیز و فلزی گاوآهن
بوین bavin نگاه کن
جم بخاردن jem baKhaarden حرکت کردن – تکان خوردن
کوله koole روی هم چیدن دسته های برنج به گونه ای که خوشه ها به طرف بیرون ...
آخ آخ aaKh aaKh از اصوات در مقام افسوس
خف بییردن Khaf biyarden در اثر خفگی مچاله شدن
سور دار soor daar سرو سروجنگلی
پشت pesht جلو پیش ۲پشت سر عقب(در نواحی مختلف مازندران،این واژه از ...
امافت emaaft روستایی در قائم شهر
سیوا گر sivaa gar میانجی دعوا
ادخل – بزوئن adKhel bazooen ۱حدس زدن ۲ورانداز کردن ۳تخمین زدن بی حساب و بی قاعده
در بیرون dar biroon ۱بیرون از خانه ۲حیاط ۳آمد و شد کردن متوالی در خانه
دول پا davel paa
جانکا jaanekaa گاو نر جوان اخته نشده ی قوی که از آن برای تخم کشی یا جنگ استفاده ...
هرخت hereKht فراوان
بینج تاش binj taash ۱زمان درو کردن برنج ۲دروگر
تلاغ tellaagh چنگک چوبی برای چیدن انار و یا به زیرآوردن شاخه ها
بنگام bengaam اتراق گاه و پاتق
خیار سره Khiyaar sere از مراتع نشتای شهر عباس آباد
تبزا tabezaa از انواع ماهیان خزری و رودخانه ای
کیمون kimoon ۱از توابع بندپی بابل ۲مرتعی در حومه آلاشت
جوزنگ چال joozeng chaal جای هاونگ در خانه
گوک خال gook Khaal پشته ای از شاخ و برگ درخت جهت تغذیه ی گوساله
ازلگ azleg گیاهی است
تمبله tambele کوزه ی گهواره که ادرار و مدفوع در آن جمع شود – تنبله
خبر کش Khaber kash خبرچین – جاسوس – سخن چین
سر چنگوم sar chengoom از اجزای گاو آهن
اوزون – برون oozoon boroon ماهی خاویار خزری که بومیان آن را سگ ماهی نیز گویند
کال kaal ۱میوه ی نارس ۲برنجی که خوب دم نکشیده باشد ۳خشکی – خشکی میان ...
شبره shebre شنبم
زوله zoole گیاهی است خاردار
بازو baazoo چوبی به ابعاد تقریبی ده در بیست در چار چوب در
قرق چی ghoroghchi نگهبان قرق
دسه dasse گروه – دسته
چرکی cherki چرکی – آلوده

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۰۹
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۵۴۲۷
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۰۶۶۳
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۱۶۳۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني