مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
زاکو zaakoon بچه ها
بدزدیین badezdiyen دزدیدن
دندن بییتن dandon baiten دندن گیر بویین
کل سنگ بازی kol sang baazi کل سنگ بازی یا فلاخن بازینوعی بازی که مخصوص نوجوانان و جوانان ...
چش بیته – کا chesh bayte kaa از انواع بازی های بومی است و تعداد بازیکنان معمولا ده نفر ...
بیپا bipaa سست بنیان
شپر sheper ۱شاخه های خشک و نازک برای روشن کردن آتش ۲نهال گیاه
هری پشت hari pesht لب و پشت لب
خن – دله – خش Khen dele Khesh داماد سرخانه
مسباحی mesbaahi نوعی برنج به شکل دم سیاه ولی کوتاهتر و باریک تر با طعم بسیار ...
چمنو chamnoo از روستاهای قدیمی منطقه ی قائم شهر که در حال حاضر با نام ...
قچ کس gheche kos ۱لوچ کامل – آنکه اشیا را دوگانه می بیند ۲نوعی تحقیر و اهانت ...
دسا desaa چند لحظه قبل
داد هاکردن daad haakerden فریادکشیدن – بلند حرف زدن
کیا کلا kiyaa kelaa ۱از توابع دهستان کیاکلای قائم شهر ۲از توابع کلارستاق واقع ...
رس ros قدرت – نیرو مایه
چکی chakki ماهی کپور متوسط
بچسین bachesian چسیدن – باد و گاز گندیده روده ها را خارج ساختن
چرک cherak صدای شکستن چوب یا استخوان انسان و حیوان
ازون ده azoonde روستایی در قائم شهر
زرزم کالی zerzem kaali لانه ی زنبور
خون تون Khoon tevon خون بها – دیه
بلند belend لقبی برای اسب و قاطر بلند قامت
داود کیان سلطان daavood keyaa soltaan بنایی است چارگوشه ساده و با بامی سفالپوش و با صندوقی چوبین ...
پیرتم pir tam چای جوشیده و کهنه دم
توک took ۱تکیه – تکیه دادن ۲چوب قیم که به جهت پیشگری از شاخه های پرمحصول ...
لئشت leesht دری در آغل گوسفندان برای خروج یک به یک گوسفندان
واسو vaaso نام کوهی است در نزدیکی امامزاده حسن سوادکوه
بریم – ور berim var ۱بیرون از خانه ۲اسبی که در خرمن گاه در مدار بیرونی خرمن می ...
بسسته boseste ۱پاره پاره شده ۲معنی خستگی بیش از حد
پرمینا par minaa از توابع دهستان بندپی شهرستان بابل
کم پشت kam pesht تنک پراکنده
شنش shanesh استفراغ قی
لنگی lengi ۱لنگ حمام ۲در مقابل تقسیم منافع،نگهداری گاو را به دیگری ...
خته خو Khatte Kho خته خو
فل بییاردن fel biyaarden ۱برانگیختن ۲برار از مسئولیت
وال بن vaal ben قسمت پایین جوی
درش darosh ۱بتکان ۲با چوب گردو چینی گردو چیدن ۳به شدت کتک بزن
عاشق aashegh گوسفندی که پای آن سفید رنگ باشد
تتونه tetoone میوه ی زالزالک وحشی
هنگن hangen نوعی حشره ی گزنده – ساس
دکشیئن dakeshian ۱سوراخ رد کردن
تسن کرچلی tosene karcheli زالزالک وحشی
چرا خار cheraa Khaar مرتع علف چر
زمبرکش zamber kash حمل کننده ی زمبر
بن چق ben chegh ۱از بنیاد ۲از نخست
پردارم pordaarom از توابع دهستان خرم آباد تنکابن
جل کیله jale kile برکه ی عمیق
وچه زا vache zaa نوه – فرزند زاده
کتار kataar ۱چوب خشک ۲بی حس شدن پا یا دست بر اثر تیکه و فشار به آن – خواب ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۴۶
mod_vvisit_counterديروز۷۲۱۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۹۳۹۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۴۵۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۸۹۱۱۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني