مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
زنی zani زانو
گبر کتی gabre keti خاکریز دستی و اثری قدیمی در گیل محله ی دشت سر واقع در منطقه ...
رمکی rameki گله وار به صورت دسته جمعی
زنه بند zene band روستایی در شمال غرب بهشهر در چهارقلعه ی عبدالملکی
نادرس naa deres نادرست – آدم ناصادق
گو چش go chesh درشت چشم
جاهل jaahel جوان بی تجربه – نادان
روک روک rook rook آوای جویدن و شکستن قند
تنگ تامون tange taamoon شلوار تنگ – شلوار مشکی رنگ که زنان زیر شلیته پوشند
کته سر kate sar از توابع خرم آباد واقع در منطقه ی تنکابن
هیرا هیرا hiraa hiraa با همدیگر
سر فروز بیاردن sar ferooz biaardan مطیع شدن – سر فرود آوردن
اوجی جار ooji jaar جایی که پونه ی فراوان در آن روییده باشد
لینگه مج linge mej بچه ای که شروع به راه رفتن می کند
کتیفه katife کتبیه ی در و پنجره
ارسیولی arsiyoo li ۱سوراخ میان سنگ آسیاب ۲نوعی نامن شبیه به سنگ آسیاب
پشت pesht بیرون
هوایی بردن hevaaei borden ۱به حالت صرع افتادن ۲ابتلا به تشنج بر اثر تب شدید
پوسکی poosseki پستانک
بلییه baliyeh ۱امراض گیاهی ۲بلا
شوندشت shoon dasht از توابع دهستان بالا لاریجان آمل
لاس laas ۱روباه ماده ۲ابریشم نامرغوب
هارسن – هارسن haarsen haarsen فریاد شادی دسته جمعی،موقع مراسم عروسیمثل:حمام بردن،برگشتن ...
جاوازه داشتن jaavaaze daashtan ۱گنجایش داشتن ۲فاصله داشتن
شوال shooaal گیاهی دارویی در مناطق کوهستانی لاریجان
هرچنه har chane فضول – خبرکش
بنی beni رنگ سیاه حاصل از دود
رجنه بیشتن rajone beyeshten نشانه گذاشتن جهت هدف گیری یا شناسایی مجدد
قن امور ghan ammoor قندشکن
بپرنیین bappereniyen ۱پرتاب کردن ۲دک کردن – با حیله گری کسی را از دایره کاری خارج ...
اون – تازه oon taare آن را – آن یکی را – برای آن یکی
هواش hevaash اندک – کم
لیرو liro از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
بوه bavve بشود
خشک رود Kheshke rood از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی بابل
نشه neshe نگاه نکن
ماردنی بک maardani bek ۱رهایی یافتن از مراقبت بزرگترها ۲آزادی عمل فرزندان در غیاب ...
بسات besaat ۱ساخته شده – آن چه را که برای امری تدارک می بینند و تهیه ...
اسب – دیم asbe dim از روی تحقیر و استخفاف به افرادی گفته می شود که صورتی کشیده ...
تلم کرک talem karek حلقه ای چوبی از شاخه های قابل انعطاف که به دور کندو پیچند ...
تا پل taa pel پلی که تنها از یک تیر چوبی بر روی رودهای کم عرض ساخته شود ...
کئی پج kaei paj کدوپز،آشپزخانه دار
ویشته vishte بیشتر
ولگه سری valge sari آوایی به لطافت نسیم،باد ملایمی که توان جنباندن برگ ها را ...
دم به دم dem be dem پیاپی
پراز peraaz بلندی – دارای ارتفاع
چرتک chertok پاشیدن – پاشیده شدن
رس res نخی که با الیاف کنف بافته شود و بیشتر به عنوان سربند کیسه ...
کلین پخه kelin poKhe
تخ تخ هادائن teKh teKh haadaaen قلقلک دادن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۳۷
mod_vvisit_counterديروز۳۴۰۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۸۳۹
mod_vvisit_counterاين ماه۳۸۳۹۲
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۹۰۶۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني