مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اندمش andemesh خواهش و تمایل – رغبت
ا سو o soo آب دستمال کردن پنجره و فرش
بسویی bassoi بتوسه
دار daar ۱درخت – چوب ۲بگذار – داشته باش – نگهدار
ایزوا izevaa از آبادی های دهستان لاویج نور
دو آرد dooaard ۱چرخه ۲قیچی مخصوص تراشیدن پشم – قیچی پشم چینی
زردکیجا zarde kijaa نوعی قارچ وحشی خوراکی و بسیار لذیذ که در پای درختان روید ...
بچس baches بچس – چس بده
بلفه بزوئن belfe bazooan اشاره و ایما با ابرو
تیم کن tim kan کسی که نشا را از خزانه می کند و دسته دسته می کند
قائم هاکردن ghaayem haakordan مخفی کردن
کلیچه koliche نان کوچکی که در تنور پزند – کلوچه
اجن ajon ۱بیکار – بیکارگی ۲سرگشته ۳این کلمه در موارد نهی و منع کاربرد ...
کلکه kolke نخ درهم پچیده
پرزین par zin خار و خاشاکی که در پشت بند و سد جمع شود
جرز jarez ریز خرد مانند:خرده شیشه
کش بییتن kesh bayiten ادرار داشتن – دچار ادرار شدن
امیس – تیر amis tir روستایی در شهرستان قائم شهر
ابول – تا abol taa اول تا
دماسنین demaaseniyan چسباندن – گیر دادن
بلیج belij اهل روستای (بل) واقع در حوزه ی شهرستان نور
آغوز کالن aaghooz kaalen کسی که با چوب بلند گردو را از درخت پایین ریزد
خیرون Kheyroon نام زن
اوجاک oojaak از توابع دهستان دابوی جنوبی بخش مرکزی آمل
آ aa مخفف عنون آقا
شونه shone شانه بخش فوقانی تنه ی انسان
تلیکه – رون talike roon از توابع جلال ازرک جنوبی بابل
مرز کتل marze katel از وسایل آبدنگ
قراقونی gheraa ghooni طایفه ای در منطقه ی سوادکوه
پن چارک پچ pan chaarek pach از انواع دیگ یا ظرفیتی در حدود پنج چارک برنج جهت پخت
ملیچ malich نارون کوهی – گونه ی دیگر آناجا است که ملج هم گفته می شود
پل دیم pel dim
کش به کش بزان kashbe kash bezaan ۱به هم کوبیدن ۲تازاندن اسب
اکو akkoo سکسکه
پلاپجه – کا pelaa paje kaa از انواع بازی های کودکان(به ویژه دختران) در روستاها و آبادی ...
چراغ مجر cheraagh majar از ابزارهای چراغ روشنایی
سر ساب بیین sar saab biyen پاییدن
وار vaar ردیف مشخص و جهت مستقیم وجین در تسهیل و تقسیم کار در مزارع ...
بپرسن – بپرسن bapersen bapersen پرسان پرسان
ضماد zamaat پماد – ضماد
پره ویجه pere vije میل نداشتن
برزو berzoo برزو نام شخص
روغون پیلک roghon pilak کوزه ی روغن
پل چو pele choo ۱تیر وسط اتاق که زیر پلور گذاشته شود ۲ستون بنا
پاگیتن paa giten بازگشت به خانه ی فرد مرده پس از مراسم تدفین و جهت دلجویی ...
کهل پته kohol pate پختن برگ درخت لرگ جهت جلوگیری از بوی بد و تابستانه ی پا که ...
اچه achche لفظی برای به حرکت در آوردن کودک
مرزیکلا marzi kelaa از توابع بابل کنار بابل
ویشته vishte بیشتر
دچسبین dachesbiyen چسبیدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۶۴۴
mod_vvisit_counterديروز۷۶۱۱
mod_vvisit_counterاين هفته۳۸۵۹۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۲۳۴۲
mod_vvisit_counterجمع۱۴۱۶۲۶۳۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني