مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پلوش هدائن peloosh hedaaen چنگ مالی کردن – چلاندن – مچاله کردن
راس هاکن raas haakon بلندکن
تس بندلو tose band loo گیاهی انگلی و پیچیده شبیه تاک
پس بره pas bare محل دوشیدن شیر گوسفندان
چار یک chaar yek ۱یک چهارم – نوعی شراکت و سهمیه بندی در اجاره ی زمین کشاورزی ...
کلاکن kelaakan قو
پت هارشیین pet haarshiyen ۱با نگاهی تند کسی را ترساندن ۲طمع ورزی ۳نگاه آزمندانه
پموک pemmook ۱قاصدک ۲بسیار نرم
سیر سیرک sir sirak نوعی سبزی صحرایی
اینجه inje این جا
اجا – بن ojaa ben ۱زیر درخت اوجا ۲محله ای در بابل ۳روستایی از دهستان انجیراب ...
تنگ بیموئن tang bimooan ۱سر رفتن حوصله ۲در تنگنا افتادن
توش tosh ۱شتاب – سرعت – عجله ۲به کسی ضربه ناگهانی وارد آوردن – سیلی ...
بمج bamej جستجو کن
په کو بزئن pe ko bazoen شاخ زدن جانوران به یکدیگر – حمله ی جانوران شاخ دار به یکدیگر ...
خوکتن Kho keten خواب آلود – کسی که دایم چرت می زند
دس گیر هکاردن das gir hekaarden دستگیر کردن
ا جرتنک o jertenek ۱تند و تیز ۲از انواع پرندگان ۳اسباب بازی ۴فواره
دمزه دمزه damze damze ۱کاری را از خستگی به دیگری واگذار کردن ۲آهسته کاری
توپا topaa نوعی سبزی صحرایی که خوراکی است
شی مار اندر shimaar ander مادر شوهر ناتنی
چکل هاکردن chekel haakerdan کنده شدن زمین و خاک توسط منقار و پنجه ی مرغ
اشکلو مار بازی oshkoloo maar bazi بازی الک دولک
نمک سالبس namak saalbes سنگی که توسط آن سنگ نمک را ساییده و پودر کنند
چلپاس cheleppaas صدای ریختن آب
فس فس هاکردن fes fes haakordan ۱درنگ کردن ۲آهسته و نامفهوم حرف زدن
تچ کل tach kal چوب نیم سوخته
بت bot نوعی چکمه که در گذشته مباشران املاک و خوانین می پوشیدند
آشتالو aashtaaloo ۱هلو از انواع هلو ۲پخته شده و رسیده
بن آییر ben aaeir زیردیگی برای رو سفره
دس خراس das Kheraas آسیاب دستی
سه گو sego مرتعی است در اطراف تنکابن
دونه شور doone shoor تشتکی چوبی که در آن برنج شویند
میرنا mirnaa از توابع ناییج نور
جی جی jiji ۱صوتی برای رام کردن مرغ و ماکیان ۲طلب شیرمادر از سوی زبان ...
ارزا ماس erzaa maas ماست چکیده – ماست کیسه ای که آبش را از دست داده باشد
کارد کش kaard kash چاقوکش – کارد کش
آروس باجی aaroos baaji لفظی که از طرف برادر شوهر یا خواهرشوهر به عروس گویند
رشخن تیتال reshKhan titaal با چرب زبانی و وعده وعید کسی را فریفتن – شیره مالیدن
جنازه چو jenaaze choo چوب تابوت
بپیس bapis ۱بپوس ۲کلمه ای در تحقیر ۳پوسیده
بنفش تپه benafsh tappe روستایی در فاصله ی دوازده کیلومتری جنوب غربی بندرگز که نام ...
ماتیکه maa tikke ۱تکه ی ماه ۲به زیبایی ماه
پله pelle نام مرتعی در حوزه ی کارمزد شهرستان سوادکوه
کت فیل kate fil پرتاب کردن
قر ghar قهر قهر کردن
لته late ۱کرت کشاورزی – تقسیم بندی بین دو تیره یا مرز زمین شالیزاری،که ...
لش lash نام قسمتی از زمین های کشاورزی دشت سر آمل
فسوک fessook کسی که زود قهر کند ۲پر افاده
فش کتره fosh katre فحش و ناسزا

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۱
mod_vvisit_counterديروز۲۵۰۹
mod_vvisit_counterاين هفته۹۲۴۰
mod_vvisit_counterاين ماه۶۴۹۱۹
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۱۱۰۷۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني