مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
وشار veshaar بیدار
امباری embaari انباری
چراپه cheraa pe کسی که از مرتع گالشها در فصل تابستان مراقبت کند
چش به چش chesh be chesh ۱پر رویی کردن ۲نادیده گرفتن بسیاری از نکات
اکیل akil قله ای به ارتفاع ۳۰۰۰ متر در کلاردشت چالوس
پلوش هدائن peloosh hedaaen فرو بستن لب از سخن گفتن – واژه در ماهیت خود دارای بار معنایی ...
برویجان boorijaan فراری بده
چله به کون chele be koon پشت سرهم زاییدن
دزدی dezdi ۱دزدی ۲گل شقایق
پوزئن poozeen دمیدن
گاردمال gaardemaal نوعی گیاه مردابی
تاجنی taajenni تاختن
چاغوک chaa ghook نام گنجشک در شهرستان گرگان
للدوین laldevin روستایی در غرب گرگان
ولغ ولغ valegh velegh ۱ازدحام و جنب و جوش – سر و صدا ۲درهم لولیدن
کری keri نام گاوی که به روی کمرش خطی سفید رنگ وجود داشته باشد
واوریک vaaverik ۱دالبر ۲حرکت به صورت زیگزاگ
تپس toppes چاق و کوتوله
آزنده aazande واژه ی هم معنی با سازنده،در فرهنگ برخی مناطق ایران سازنده ...
فسار fesaar ۱فضولات بینی ۲تفاله ی چای
کوفا kofaa ۱تپه ،کوه ۲دسته های شلتوک یا گندم چیده شده با نظم خاص بر ...
همس ستاره hammase setaare ۱شب پرستاره ۲رشد مرحله ای از برنجی
خو بوردن Kho baverdan به خواب رفتن – خوابیدن
رئیس کلا raeis kelaa ۱از توابع دهستان لفور قائم شهر ۲روستایی از دهستان لاویج ...
فیره fire از توابع دهستان بالا لاریجان آمل
تل tol درختی است که در پل سفید به کرکو معروف استاین درخت در جنگل ...
زرگری zargeri زبان زرگری نوعی زبان قراردادی است که در ناحیه ی استرآباد ...
داود کیان سلطان daavood keyaa soltaan بنایی است چارگوشه ساده و با بامی سفالپوش و با صندوقی چوبین ...
باقاله – پوست baaghaale poost پوست غلاف باقلا غلاف باقلا
سیلک silek بره ی یک ساله
خه – خه Khe Khe درنگ – معطلی
او کش oo kash ۱کسی که آب از چاه می کشد ۲آبکش برنج
نم نم nam nam ۱آرام آرام ۲بارش خفیف باران
بام – بلو baam beloo لب بام
ساس saas بید
پلا در پیچ pelaa dor pich پارچه ای که به گرد درپوش دیگ می پیچند تا برنج خوب دم بکشد ...
پس pos رماندن حیوان جهت هدایت به سمت دام به منظور شکار کردن آن
تک تکانی tak takaani جغجغه – نوعی اسباب بازی کودک
یا کریم yaakarim نام پرنده است
چچول باز chochool baaz حیله گر،نیرنگ باز
هرنجت herenjet ۱کوفه ۲مانده
خالین هاپریین Khaalin haapperiyen گیر کردن آب دهان در گلو
تنده tende
میخ تک miKh tek از پرندگان آبزی که نوکی میخ مانند دارد
فندری نام آور fenderi naam aaver از توابع بالاتجن قائم شهر
دستش dastesh ۱تنگ دست ۲نیازمند – وابسته به دیگری
پولکی pooleki چرم روی کفل اسب که از دو طرف ران به رانکی وصل است تا رانکی ...
لته late از توابع بندپی بابل
په – دس – کنار pe das kenaar
دغالچ deghaalch ۱مخلوط کن ۲غوطه ور شو

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۶۹۷
mod_vvisit_counterديروز۵۵۱۲
mod_vvisit_counterاين هفته۸۲۰۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۹۶۶۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۶۰۰۰۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني