مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کوتی kooti تپه
نسم nesom جایی که خورشید به آن کمتر بتابد
ترویجان tervijaan از توابع دابوی شمالی آمل
رد کتن rodketen ۱روان شدن ۲شروع شدن
اشلاک ashlaak از انواع انجیر وحشی که غیرخوراکی است
کرک kerk ۱مرغ ۲برجستگی های نرم و منعطف روی قالی
جز هاکردن jez haakordan عصبی شدن و لج کردن
پل تا pel taa نخی است که در دام گذاری جهت صید اردک های وحشی مورد استفاده ...
بزکته bez kete بزغاله
راه دکتن raah daketan آغاز حرکت در راهی نمودن – راه افتادن
چفت دکتن chaft daketan متورم شدن – ابتلا به بیماری ورم
تراز ول تراز teraaz velat teraaz نوعی قرارداد دامپروری میان جلگه نشینان با گالش های کوهستان ...
آلم aalem ۱ساقه های بازمانده پس از دروی غلات ۲زمینی که هرسال و بدون ...
سک پوس sake poos پوست کلفت – جان سخت – سرسخت
میرکی mireki میرکی
گلی هکاردن geli hekaarden گله کردن
جغری jaghri چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
راس بوتن raas botan ۱راست گفتن – راست گویی ۲سخن درست و مطابق واقع گفتن
دپیسنین dapisenniyen ۱پوشاندن ۲خیس کردن
خرپنو Kharpenoo ۱گیاهی است که در کوهستان روید ۲کر ناشنوا ۳بلبل کر
پییر piyer پدر
خون جولی Khoon jooli خشمگین – عاصی
سسکه بزئن seske bazoen پاشیده شدن آب و چیزهای آبکی
پارس تلم paars tolom تکه چوبی که برای بستن سوراخ تلم یا ظرف چوبی کره گیری به کار ...
پل غول pel ghool جوش جوشش
پغوک peghok ۱به هم جمع شدن – مچاله شدن ۲منقبض ۳اخمو
چکلاب chekelaab
ورشت varasht از روستاهای لفور سوادکوه
کور کیو koor kiyo مرتعی در گرجی محله ی بهشهر
او کنس o kenes از انواع ترشی محلی که مواد آن ازگیل،آب و نمک می باشدنگاه ...
پارسی paarsi از توابع دهستان ولوپی شهرستان سوادکوه
سلمی selmi نوعی اسب که تخم آن را کشیده باشند
کچول تاس kachool taas ظرف چوبی کوچک
میلادشت milaa dasht از توابع نرم آب دو سر ساری
کوره گلیه koore galye گلوگاه روی بخاری که دودکش به آن پیوندد
خروک Kherook آفتاب گیر
پیر زنا رشک pir zenaa reshk از گیاهان انگلی که بر روی درختان روید
خارجین khaarjin خورجین
غارند گلی ghaarende gali کسی که صدایش نکرده است
بلنگ بنه belenge bene ۱بالا پایین کردن ۲سوزن سوزن شدن بدن در اثر درد
تیب تاپلی tib taapeli رنگارنگ
گزی gazi شاخ حجامت
ورامال vermaal ۱راه اریب برای بالا رفتن از کوه ۲راه مال رو
روش roosh ۱پسوند فاعلی به معنی فروشنده ۲سپیدرو ۳چوبی که با آن شیر ...
اژدرا ezhderaa اژدها
بن پشت banne pesht مرتعی در منطقه ی میخ ساز نوشهر
خاشکه جاری Khaashke jaari زمینی که ویژه ی کشت دیم باشد
لوو lowve پارس صدای سگ
زغال بوره zeghaal boore خاکه ی زغال
او دسمال o dasmaal آب دستمال کردن پنجره و فرش

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۴۹۳
mod_vvisit_counterديروز۱۲۲۱۵
mod_vvisit_counterاين هفته۴۴۱۷۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۶۴۱۴
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۴۷۳۸۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني