مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
رش جونکا rash joonkaa گاو نر تخمی جوان با رنگ قرمز و رگه های سیاه
کفته kofte ۱پهن خر و اسب و استر
گت کیله gate kile نهری قدیمی که آب زراعتی لرگان و پول کجور را تأمین می کند
چم بییتن cham bayiten قلق کسی را به دست آوردن – طبع کسی را فهمیدن
چو کش choo kash ۱قلدر – چوب به دست ۲کسانی که در کار خرید و فروش چوب باشند ...
خانیان Khaaniyaan از توابع دهستان سه هزار تنکابن
خانه بن Khaane ben ۱حیاط –جلوی خانه ۲فضای بعد از حیاط خانه – خارج از محدوده ...
دماغ تردمه بیجنه domaagh tordome bijene در مقام کنایه:به آدم عصبانی گویند،یعنی باد دماغش دسته ی ...
لش – بزوئن lash bazooen ۱هموار کردن زمین شالی زار به آب بسته شده،توسط گاو یا اسبی ...
اب eb عیب مرض
تیئن teyen ۱تابه ۲دیگ کوچک
چت chet مرتعی چنگلی در مسیر مالرو سی سنگان به کجور
شیران پیران shiraan piraan پر و خالی کردن
گازه gaaze ۱مجموعه ی دندان ها – دندان های جلو ۲آراواره
کوز کندو kavez kandoo نوعی زالو که به لاک پشت می چسبد
پی تی pi ti پیوسته – پیاپی – پشت هم
شته shete ۱تکه چوبی که برای رم دادن حیوان پرتاب کنند ۲شکستن و افتادن ...
زیروان تپه zirvaan tappe تپه ای در جنوب غربی زیروان بهشهر
شنگل shengel گل سفت شده
قچاق ghechchaagh چاخ لوق – نوعی پرنده تیز رو
اویژدن avizhdon روستایی در کلاردشت
هالبالو haalbaaloo آلبالو
سوات سنگ sevaat sang منطقه ای بین راه مالرویبالا جاده و درازنوی در شهرستان کردکوی ...
هابجیئن haabjian ۱پاک کردن علف های هرز از مزارع و باغ ها ۲پاک کردن و جدا کردن ...
شاشین shaashiyen کنایه از:ادرار کردن
سنگی سه sangi se سنگ دستی برای خرد کردن برخی چیزها مثل نمک و دیگر مواد
جیر شیین jir shiyan پایین رفتن
باقایده baaghaayde به جا – به اندازه – درست
چلیس بیتن chelis bayten ۱تا خوردن – چروک شدن ۲کرخت شدن،بی حس شدن و گرفتگی عضلات ...
چاق دین تپه chaagh din tappe تپه ای قدیمی و دست ساز در حوالی قره تپه ی بهشهر
خره Khare جمع کردن چوب در یکجا برای سوزاندن یا ساختن بنا
هپی تک hepi tek گم – ناپیدار
شخ شخ sheKh sheKh خش خش – صدایی که بر اثر پا گذاشتن بر برگ های خشک شنیده شود ...
چزیکه chezike صدای سوختن چوب
رنگ شندی rang shandi رنگ ریختن
سگ سگه کاردن sag sage kaarden داد و بیداد و سر و صدا کردن
خیارک Khiyaarak ۱نوعی ورم کشاله که در اثر لنگیدن به وجود آید ۲غده ی لنفاوی ...
بسی سر basay sar از روستاهای علی آباد کتول
رق regh ۱مدفوع رقیق – اسهال ۲ریگ
گلو باد galoo baad بادگلو – آروغ
داغ کاردن daagh kaarden ۱داغ کردن ۲داغ زدن
شکم پرس shekam pares شکم پرست
سییور siyoor نوعی گیاه وحشی
سرخ گریوه serKh gerive از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
خاراو khaar oo آب گوار و خوردنی
چوکلی choo keli کلید چوبی که مخصوص درب ها و دروازه های چوبی و قدیمی است
حق جا دکتن hagh jaa daketen اعمال شدن حق
قریچه gheriche ظرف پیمانه ی شیر نزد چوپانان
اسبیج esbij شپش
تک و توک tako took به ندرت – گاه به گاه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۸۵۲
mod_vvisit_counterديروز۳۶۵۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۶۵۵۸
mod_vvisit_counterاين ماه۶۱۰۰۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۹۹۴۴۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني