مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لمسک lemesk از تپه های تاریخی ناحیه ی سدن رستاق واقع در استرآباد
پیازی piyaazi از گیاهان پیازدار و بومی که دارای برگ های نسبتا ضخیم و کشیده ...
جان به سر بویین jaan be sar baviyen ۱به سر رفتن حوصله – به تنگ آمدن ۲بسیار عصبانی شدن ۳از جان ...
موزون moozoon نام مرتعی در آمل
در برده dar borde فرار کرده – متواری
بدردی bedardi قابل استفاده – مفید
پل زغال pele zeghaal از اماکن تاریخی کلارستاق در مسیر جاده ی تهران چالوس و پانصدمتری ...
کاس kaas ۱ناقص – دارای کاستی ۲به دامی گفته شود که در قسمت پستان دچار ...
نجما najmaa از منظومه های موسیقیایی و معروف در منطقه استاصل این منظومه ...
دس بلشتی das baleshti دله دزدی
پلا کتک pelaa katek برنج پخته شده ی بسیار چسبناک – بخشی از پلوی سرد چسبیده به ...
پا به کله paa be kale نوعی نشستن گالشان که پاهای خود را به سمت آتش دراز کنند
اکرکا okerkaa روستایی از دهستان چهاردانگه ی هزار جریب بهشهر
دل غشی del ghashi صرع
آلش aalesh داد و ستد مبادله تعویض
شنش shonesh لرزش شدید لرزش شدید بدن
اغزه ageze گیاهی خودرو که در اوایل بهار در کوهستان ها روید
پاشنقاب paashne ghaab وسیله ای که به کمک آن پا در کفش کنند – پاشنه کش
خدا خرک Khedaa Kharek حشره ای با شاخک های بلند با بدن سیاه
بست beste ۱به خاطر از برای ۲می بایست – باید
جل جغند jel jaghend سرقیچی – پارچه های کم ارزش زاید
وینگوم vingoom ۱بادنجان ۲گردوی بزرگ
زوردار zoor daar ۱قدرتمند ۲قلدر
آلوستان aaloostaan روستایی از بخش کتول در شمال غربی شهرستان کتول
کجز kajez حیوانی که درست اخته نشده باشدکوبیده نشده
داغ کاردن daagh kaarden ۱داغ کردن ۲داغ زدن
چاروک بیی chaarook baei نوعی نفرین – برای کسی آرزوی بیچارگی کردن
آهنگر کلا aaheger kelaa ۱روستایی از دهستان بیشه سر قائم شهر ۲روستایی از دهستان بندپی،بیشه ...
سنگ تاجن sang taajen از توابع دهستان کران نوشهر
هرتکو her teko ۱آبکی – به صورت مایع – خیلی رقیق ۲حلوایی که با آب و آرد درست ...
شونگ shoovang بانگی که شب پاها برای دور کردن حیوانات آسیب رسان به مزرعه،ادا ...
برک barek ۱دیگی بزرگ که چوپانان در آن شیرجوشانند ۲بخاران
سلاح selaah از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری
شیروک shirook گاو پیشانی سفید
پله گوش pale goosh گوش برگشته و برآمده
حصبه نو چاقی hasbe noo chaaghi ۱بیماری حصبه ۲نوعی نفرین که براساس آن برای مخاطب آرزوی دچار ...
چاشت سرخو chaasht sarKho خواب کوتاه پس از چاشت
مشال meshaal مشعل
تنگ لته tang e late از توابع کلیجان رستاق ساری
نبر nobar وردنه – چوبی که با آن خمیر را پهن کنند
راست کاردن raast kaarden ۱درست کردن ۲برخاستن – بلند کردن
سگه واری sage vaari مانند سگ
یخه چاک هادان yaKhe chaak haadaan ۱پاره کردن گریبان که در سوگ و ماتم چنین کنند
زن برار zan beraar برادرزن – برادرخانم
اغری هکردن eghari hekordan تظاهرات نرینگی نمودن
جرجری jorjori ۱نوک درخت ۲جیرجیرک ۳جای بسیار بلند
کپ بالا kep baalaa روستایی از هلی پشته ی شهرستان نور
دمال انگتن demaal angeten ۱پشت سر گذاشتن ۲به همراه داشتن کسی
بتیم – پک betim pek
آزادمون aazaad moon روستایی از دهستان اهلم رستاق آمل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۸۴
mod_vvisit_counterديروز۶۹۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۷۱۴۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۵۵۳۳
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۸۵۸۳۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني