پیس(pis)

۱جلو ۲تکه ای از مغز چوب یا چوب پنبه که برای آتش افروختن به کار رود ۳آغاز ۴بستن


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر پیس pis
ساري پیس pis
قائمشهر پیس pis
بابل پیس pis
آمل پیس pis
تنكابن پیس pis

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۱۲۱
mod_vvisit_counterديروز۶۴۰۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۳۷۱۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۰۸۴۷
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۱۳۸۰۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني