پرخ(paroKh)

جمع کردن بدن به هنگام درد و غم اندوه سر در گریبان بردن


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر پروک perook
ساري ۱ پرخ ۲ پروک paroKh 1 perook
قائمشهر پروک perook
بابل ۱ پروک ۲ پروک بزوئن perook 1 perook bazooen 2
آمل پروک بزوئن perook bazooan
تنكابن پرخ paroKh

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۹۵۰
mod_vvisit_counterديروز۶۵۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۴۹۶
mod_vvisit_counterاين ماه۹۶۶۳۰
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۷۱۲۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني