اپر(aper)

خار و خاشاک و آشغال انبوه در آبندان ها،استخرها و آبگیرهای طبیعی


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر اپرس المار apres elmaar
ساري اپر aper
قائمشهر اپرتس apertes
بابل اپر aper
آمل اپر aper
تنكابن پل پس pal pes

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۲۶
mod_vvisit_counterديروز۳۶۰۱
mod_vvisit_counterاين هفته۶۲۶
mod_vvisit_counterاين ماه۸۲۲۷۰
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۸۴۲۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني