پپ(pap)

۱ورم و آماس ۲پرنده ای که از سرما پف کند ۳پرهایش


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر پپ pap
ساري پپ pap
قائمشهر پف pae
بابل پپ pap
آمل پپ pap
تنكابن پف هکرده مو paf hakerdemoo

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۹
mod_vvisit_counterديروز۱۷۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۱۹
mod_vvisit_counterاين ماه۲۹۶۲۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۰۲۹۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني