پاس(paas)

تفاله ی تخم پنبه بعد از روغن کشی که برای خوراک دام به کار رود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر پاس paas
ساري پاس paas
قائمشهر پاس paas
بابل پاس paas
آمل پاس paas
تنكابن پاس paas

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۰
mod_vvisit_counterديروز۱۷۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۱۰
mod_vvisit_counterاين ماه۲۹۶۱۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۰۲۸۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني