پاس(paas)

تفاله ی تخم پنبه بعد از روغن کشی که برای خوراک دام به کار رود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر پاس paas
ساري پاس paas
قائمشهر پاس paas
بابل پاس paas
آمل پاس paas
تنكابن پاس paas

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۷۱۴
mod_vvisit_counterديروز۷۵۳۱
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۸۲۲
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۷۷۳۸
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۵۶۱۸۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني