پارس(paars)

۱گوه ۲وسیله ای برای بستن روزنه یا سوراخ ۳ابزار فلزی یا چوبی که برای شکافتن و دو نیمه کردن تنه ی درختان به کار رود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر پاس paas
ساري پاس paas
قائمشهر پاس paas
بابل ۱ پارس ۲ پاس paars 1 paas 2
آمل پارس paars
تنكابن پارس paars

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۲۰۹
mod_vvisit_counterديروز۷۵۰۹
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۷۱۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۰۲۷۲
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۲۴۵۳۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني