بیمت(biyomet)

۱عادت کرده – انس گرفته ۲دست آموز تعلیم دیده ۳این واژه بدوا در مورد گاوان نر تربیت یافته جهت شخم در شالیزار کاربرد داشته و رفته رفته به صورت مجازی درباره اشخاص نیز استعمال می شد


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر بیمت biyomet
ساري بیمت biyomet
قائمشهر بیمت biyomet
بابل بیمت biyomet
آمل بیمت biyomet
تنكابن بییاموته biyaamoote

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۸۹۴
mod_vvisit_counterديروز۶۵۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۴۴۰
mod_vvisit_counterاين ماه۹۶۵۷۴
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۷۱۱۵۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني