بچکلسن(bechkelessen)

۱ولو شدن – ریختن ۲ باز کردن پشم یا پنبه ۳با دست و پا کنار زدن و جستجو کردن چیزی


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر ۱ بچکلسن ۲ بچکلیین bechkelessen 1 bachkeliyen 2
ساري بچکلستن bechkelesten
قائمشهر بچکلسن bechkelessen
بابل بچکلسن bechkelessen
آمل بچکلسن bachkelessan
تنكابن بچکلسن bechkelessen

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۵۲۱
mod_vvisit_counterديروز۳۷۳۶
mod_vvisit_counterاين هفته۸۶۵۲
mod_vvisit_counterاين ماه۵۲۴۷۲
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۱۷۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني