هند(hand)

۱چاله ی بزرگ ۲خندق اطراف مزارع و باغ که در قدیم حفر می نمودنددر اطراف آن بوته های تمشک،درختان انار و سیاه تلو و می روییداین اقدام هم از ورود حیوانات زبان رسان جلوگیری می کرد و هم مرز و سامان زمین کشاورزی یا باغ بود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر هند hand
ساري هند hand
قائمشهر هند hand
بابل هند hand
آمل هن han
تنكابن هندق handagh

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۸۲۳
mod_vvisit_counterديروز۶۴۰۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۱۴۱۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۸۵۴۹
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۱۱۵۰۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني