هند(hand)

۱چاله ی بزرگ ۲خندق اطراف مزارع و باغ که در قدیم حفر می نمودنددر اطراف آن بوته های تمشک،درختان انار و سیاه تلو و می روییداین اقدام هم از ورود حیوانات زبان رسان جلوگیری می کرد و هم مرز و سامان زمین کشاورزی یا باغ بود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر هند hand
ساري هند hand
قائمشهر هند hand
بابل هند hand
آمل هن han
تنكابن هندق handagh

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۵۹۵
mod_vvisit_counterديروز۶۷۱۵
mod_vvisit_counterاين هفته۳۷۹۸۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۶۳۷۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۲۱۶۶۷۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني