ون(van)

۱عنکبوت،تار عنکبوت ۲درخت زبان گنجشک ۳نوعی حشره مثل:موریانه،که براثر تماس با بدن زخم های عفونی ایجاد می کند


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر ون van
ساري وند vand
قائمشهر ون van
بابل ون van
آمل ۱ ون ۲ ونالی van 1 vanaali 2
تنكابن ون van

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۲۳۹
mod_vvisit_counterديروز۷۰۹۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۸۴۲۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۸۲۴۲
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۷۸۵۴۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني