ون(van)

۱عنکبوت،تار عنکبوت ۲درخت زبان گنجشک ۳نوعی حشره مثل:موریانه،که براثر تماس با بدن زخم های عفونی ایجاد می کند


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر ون van
ساري وند vand
قائمشهر ون van
بابل ون van
آمل ۱ ون ۲ ونالی van 1 vanaali 2
تنكابن ون van

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۹۴۶
mod_vvisit_counterديروز۶۴۴۷
mod_vvisit_counterاين هفته۳۰۱۶۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۳۲۶۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۹۶۱۵۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني