ماز(maaz)

۱چین وشکن را گویند(برهان) چین و شکنج(آنندراج) چین و شکنج و لا و تا(ناظم الاطبا) چین پیچ و خم ۲نام کوهی استدر تبرستان و سبب تسمیه ی آن به مازندران همین بوده یعنی اشخاص در درون آن ولایت که مازندران است ساکن باشند و آن را موز نیز گویند و آن کوه از حد گیلان تا به لار و است ۳برخی ساکنان نواحی مرکزی مازندران نیز این واچه را برای زنبور و مگس به کار برند ۴در زبان تبری به هر نوع برجستگی نیز ماز گفته می شود،چنانکه به برجستگی باسن نیز موز و موس گفته شود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر ماز maaz
ساري ماز maaz
قائمشهر ماز maaz
بابل ماز maaz
آمل ماز maaz
تنكابن ماز maaz

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۹۷۰
mod_vvisit_counterديروز۴۰۹۱
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۰۲۱
mod_vvisit_counterاين ماه۵۸۴۷۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۹۶۹۰۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني