مات(maat)

۱کسی که در اثر حادثه یا خبری غیر معمول حالت گنگی و گیجی بر او عارض شود ۲چاله ای که در پای دیوار کنند و در گردو بازی استفاده کنند


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر ۱ مات ۲ ماد maat 1 maad 2
ساري مات maat
قائمشهر مات maat
بابل مات maat
آمل مات maat
تنكابن مات maat

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۴۷۷
mod_vvisit_counterديروز۶۸۲۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۴۶۵۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۶۱۰۲
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۳۶۵۳۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني