مات(maat)

۱کسی که در اثر حادثه یا خبری غیر معمول حالت گنگی و گیجی بر او عارض شود ۲چاله ای که در پای دیوار کنند و در گردو بازی استفاده کنند


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر ۱ مات ۲ ماد maat 1 maad 2
ساري مات maat
قائمشهر مات maat
بابل مات maat
آمل مات maat
تنكابن مات maat

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۶۲
mod_vvisit_counterديروز۸۱۱۷
mod_vvisit_counterاين هفته۴۴۴۸۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۱۶۱۶
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۲۴۵۷۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني