فل(fal)

۱دوران آمادگی گاو ماده برای جفت گیری – جفت دادن گاو ماده ۲نوعی گیاه صحرایی که خوردنی است ۳پوسته ی جدا شده ی شالی


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر فل fal
ساري فل fel
قائمشهر فل fal
بابل فل fal
آمل فل fel
تنكابن ۱ فل ۲ فال fal 1 faal 2

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۹۹۳
mod_vvisit_counterديروز۳۵۲۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۱۷۱
mod_vvisit_counterاين ماه۷۴۷۸۷
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۳۰۷۳۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني