درد(derd)

درد املاحی که پس از داغ کردن روغن نمک سوده شده در ته ظرف باقی ماند


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر درد derd
ساري درد derd
قائمشهر درد derd
بابل درد derd
آمل درد derd
تنكابن درد derd

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۲۱۸
mod_vvisit_counterديروز۷۲۳۱
mod_vvisit_counterاين هفته۴۴۹۳۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۹۸۰۲۵
mod_vvisit_counterجمع۱۳۸۱۰۹۲۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني