خف(Khaf)

۱کمین ۲خم شدن – سر را خم کردن ۳ساکت و آرام


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر خف Khaf
ساري خف Khaf
قائمشهر خف Khaf
بابل خف Khaf
آمل خف Khaf
تنكابن خف Khaf

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۵۴۹
mod_vvisit_counterديروز۳۶۷۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۵۴۹
mod_vvisit_counterاين ماه۶۷۹۳۵
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۷۲۰۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني