خرنده(Kherende)

۱خورنده ۲افراد تحت تکفل که مخارج خورد و خوراک آن ها توسط پدر یا مادر تهیه شود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر خرنده Kherende
ساري خرنده Kherende
قائمشهر خرنه Kherenne
بابل خرنده Kherende
آمل خرنده Kherende
تنكابن خرنده Khorende

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۲۹۴
mod_vvisit_counterديروز۷۲۱۸
mod_vvisit_counterاين هفته۳۳۲۴۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۸۳۷۹
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۹۲۹۶۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني