خرند(Kharand)

۱ایوان چیده شده با آجرهای قائم ۲آب راهه ی باریک دور حیاط که برای هدایت آب باران به جوی اصلی تعبیه شود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر خرند Kharand
ساري خرند Kharand
قائمشهر خرن Kharen
بابل خرند Kharand
آمل خرند Kharand
تنكابن خرند Kharand

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۹۳۲
mod_vvisit_counterديروز۶۴۴۷
mod_vvisit_counterاين هفته۳۰۱۵۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۳۲۴۶
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۹۶۱۴۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني