خرند(Kharand)

۱ایوان چیده شده با آجرهای قائم ۲آب راهه ی باریک دور حیاط که برای هدایت آب باران به جوی اصلی تعبیه شود


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر خرند Kharand
ساري خرند Kharand
قائمشهر خرن Kharen
بابل خرند Kharand
آمل خرند Kharand
تنكابن خرند Kharand

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۴۳۲
mod_vvisit_counterديروز۷۸۳۸
mod_vvisit_counterاين هفته۴۴۳۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۲۹۶۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۷۸۴۶۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني