جر(jar)

۱جوی،کانال دور زمین،خندق کم عرض ۲ جایی که دارای درختان انبوه و خاردار باشد و نتوان از آن گذشت ۳لج کردن و سر و صدا کردن در بازی،بامبول در آوردن ۴شکایت دار،نالان ۵نالان ۶صدای بلند


گويش هاي اين لغت در شهرستانهاي مختلف
شهر لغت آوانگاري
بهشهر جر jar
ساري جر jar
قائمشهر جر jar
بابل جر jar
آمل جر jar
تنكابن جر jar

راي

ليست نام ها

نظر اعضا

ابتدا با اطلاعات كاربري وارد شويد يا عضو شويد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۶۰
mod_vvisit_counterديروز۴۴۹۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۴۹۸۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۰۷۴۴
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۷۲۱۷۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني