مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کر بیتن kar bayten خرمن کوبیدن
دس بکشیین das bakeshiyen ۱دست کشیدن از کاری ۲مالیدن – ماساژ دادن ۳نوازش کردن
ورزیگر varzigar برزگر
بوجی booji ۱پاک شده ۲سوا شده
ته دونه tah done بوته ای است که میوه اش قرمز رنگ،شیرین و بسیار خوش مزه است ...
برمسن baremessan از جای جستن به علت ترسیدن – فرار کردن
دسه بسه dose bose ۱پاره و ژنده ۲ور رفتن با دست
مراد چال meraad chal از نقاط بیرون بشم کلاردشت
هور هور hoor hoor ۱گریه کردن – اشک ریختن فراوان همراه با فریاد و ناله ۲صدای ...
خرگوش Khargoosh خرگوش بومی مازندران
خمیر بوردن Khamir boorden فرو افتادن خمیر به داخل تنور در اثر ازدیاد گرما
کاندوک kaandook ظرفی که در آن چای دم کنند – کتری چدنی
سوزه وریجه sooze verije ۱سوز درد سوزش شدید از روی درد ۲سوزش خارش
کردو kardoo منطقه ی محصور با دیوار سنگی از چشمه ی عمارت بهشهر تا به باغ ...
او بدائن o bedaaen ۱آبیاری کردن ۲به آب سپردن ۳از دست دادن
سقل seghel سیخونک
دجم بجم dajem bajem جنب و جوش
لارک laark از مزارع ییلاقی آمل
شو وغ shovagh ۱چشم متورم ۲نام پرنده
هلی کتی hali keti ۱ازتوابع بندپی بابل ۲از توابع پایین خیابان لیتکوه آمل
کینان kinaan ۱خشتک – کمر به پایین – آلت تناسلی ۲دور و اطراف
چو تاشی choo taashi ۱نجاری ۲تراشیدن و آماده کردن مصنوعات چوبی از قبیل:قاشق و ...
پرگ parg تکه ی پارچه – خرده ریز پارچه و نخ – پرت پارچه ی خیاطی
جنجت jenjet تند و سریع
او تره o tere آبشار ترهtere هم گویند
یک کل yak kal گاو یک شاخ
چرخسن charKhesen ۱چرخیدن ۲گردش کردن ۳جستجو کردن
بنه واز bene vaaz ۱ازدیاد نسل ۲بن مایه
وونگ voong بانگ – بانگ گاوان
پئی peei ۱کنار رفتن ۲عقب گرد ۳دنبال
اسپی چنک espichenek گنجشک صحرایی
باد دم baad dam بارش – باران مورب ناشی از وزش باد
کر ونی kar vanni جمع آوری و دسته کردن خوشه های درو شده
لمبری lambarey نوعی بازی محلی
گوشیار goshyaar کسی که استراق سمع کند – کسی که پنهانی به صحبت دیگران گوش ...
شارم sheaarem باران نرم
ارزمونی arzemooni ۱نام روستایی در گلیجان رستاق ساری
قلقل gholghol از توابع فریم واقع در شهرستان ساری
راس هایتن raas haaytan بلند کردن
شتل shetel فاقد طعم های مشهور ترش و شیرین و شور و گس بی مزه
دس او شن dass o shen نوکر – کسی که بر دست دیگری آب ریزد
قس خا ghas Khaa طلب کار – آن که پول داده شده ی خود را طلب می کند
تیرک کا tirek kaa نوعی بازی با گردو
رغازی دکتن reghaazi daketen وسوسه شدن تحریک شدن
تلم سات telem saat ۱چهار پایه ای میز مانند که دوغ غلیظ شده را بر روی آن پهن کنند ...
او دسمال o dasmaal آب دستمال کردن پنجره و فرش
تازین taazeyan تاختن
بالا – ویشه baalaa vishe از توابع دهستان کیاکلای قائم شهر
جرت و پرت jorto port پاره شدن – پاره پوره – خرد و خمیر
تجن جار tejen jar ۱از توابع لیتکوه آمل ۲نی زار

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۸۱۵
mod_vvisit_counterديروز۳۴۰۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۵۱۷
mod_vvisit_counterاين ماه۴۰۰۷۰
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۱۰۷۴۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني