مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
چچکل chachkal هیزم نیم سوخته و مشتعل
خوبله Khoobele خواب آلود
کل بیموئن kal bimooan جوانه زدن دانه های غلات
خراک هکردن Kheraak hakerdan پرخوری کردن باز شدن اشتهای بیمار که نشانه ی بهبودی و رفع ...
خالک Khaalak بزغاله ی کوچک
یه رک ye rek بستن احشام
دس درازی das deraazi ۱دست درازی ۲زیاده روی
ولچره val chare تپه ای در ولوپی سوادکوه
شور بزوئن shoor bazooen دام داران ظروف محتوی شیر دوشیده را پس از انتقال به ظرفی دیگر ...
فش fesh کسی که زود قهر کند
مرد او mordo از توابع ناتل رستاق نور
سامن saamon مرز سامان مرزدوملک
رک و پک rek o pek ۱کاری را به اندازه ی کفایت به انجام رساندن ۲آت و آشغال
سر ملقی کا sar malleghi kaa از بازی هایی که در شب حنابندان و شب نشینی ها اجرای می شددر ...
چالو chaaloo از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری و نشتارود
کو ko یکی از فنون کشتی گیله مردی که اجرای آن با پا صورت گیرد
بیشار bishaar بیدار
رسی رسی resi resi بازی آفتاب مهتاب یا چرخ ریسک
سرشوران sar shooraan جایگاهی ویژه در کنار رودخانه یا مکانی محصور در منزل جهت ...
انگل angel روستایی از توابع کجور نوشهر
کنداب kondaab روستایی در چهارکوه شهرستان کردکوی که نام محلی آنکاندو/kaando/است ...
تیله tile خرده شکسته ی کوزه
تراب سره teraab sere از توابع بندپی بابل
برزگر barzeger ۱برزگر ۲کشاورزی که علاوه بر کار کشاورزی به کارهای دیگر نیز ...
باغدادی baaghdaadi سقف و دیوار گل اندود – سقفی که با گل مالی و ماله صاف شود
پش کتی ون pesh keti van ۱سربند ۲نوعی شال که بر پیشانی بندند
گازی بچرده gaazi bacherde بید زده
وچه نسخون هاکردن vache neKhsoon haakerden سقط کردن بچه
پل پلی – دوین palpali davian پل پلی
دس میراب das miraab آورنده ی آب – آب رسان
راستکی raasteki ۱به طرف راست ۲درست و صحیح
کر کتگ kar katag از توابع شهرستان رامسر
هندلک handelek ۱خرمالو ۲گلابی وحشی با میوه ی ریز
زرگری zargeri زبان زرگری نوعی زبان قراردادی است که در ناحیه ی استرآباد ...
پیازی piyaazi گیاهی خودرو شبیه پیاز
چندرسیت خل chandar sit Khel از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاه کوه و ساور استرآباد
خاسه khaase ۱محل تخم گذاری مرغ ۲بیضه – خایه ۳محل اتراق و قشلاق ۴جای ...
اسپی روز espi rooz نام قلعه ای قدیمی که بر فراز کوهی مشرف بر دشت کجور قرار داشته ...
کک کایی دنگوئن kakkaai dengoen به سوی آسمان پرتا بکردن – پرتاب کردن به سوی بالا
په سو pe so آخرین برداشت از مزرعه،رودخانه و غیره
مهیج mahij کشمکش
حمبم hanbom گرمابه – حمام
سنگ دره sang darre دره ای در منطقه ی هزارجریب بهشهر
بازرشت baaz rasht محلی قدیمی در جورده(جواهرده) رامسر
دگربگرد dager bagerd جستجو و کاوش زیاد
جس jas
تون ton ۱رشته ی نخ ۲نخ پشمی یا ابریشمی
بی سرپناه bi sar penaa ۱بی سرپرست ۲آلاخون والاخون – فاقد خانه و سرپناه ۳بره ی بی ...
داد در آردن daad dar aarden ۱سر و صدای کسی را در آوردن ۲کسی را تنبیه کردن
سوخراییان sooKh raaiyaan

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۹
mod_vvisit_counterديروز۳۵۲۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۵۲۷
mod_vvisit_counterاين ماه۷۵۱۴۳
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۳۱۰۹۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني