مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بیلار bilaar از خاندان های قدیم در روستای ناندل از دلارستاق آمل
گهنه مچکیم gehene machekim کتیرا
جل پتی jelpeti کهنه هایی که برای جدا کردن باروت با ساچمه یا گلوله،وسیله ...
پیچ pich نوعی طناب الیافی
خلیج استرآباد Khalij esteraabaad خلیج استرآباد آرامترین لنگرگاه دریای خزر استاین خلیج از ...
سیاکاریش siyaa kaarish بز سیاه
شر خون sher Khoon شعر+خون نقالحافظان و قاریان اشعار محلی که گاهی از صدای خوش ...
کپاسری kopaa seri مراسم جشن و سرور بعد از اتمام کار درو و جمع آوری زراعتجشن ...
آشرمه aashorme بند کفل اسب از جنس چرم
بوجارنی boojaareni ۱بسیار خسته ۲غربال شده
زرگل zar gel گاو زرد رنگ
سسکه هکاردن seske hekaarden پاشیده شدن آب مایعات بر روی لباس یا اشیا
میین بردن miyon borden فاصله افتادن – میان بر کردن راه
پیلت pilat در پی کسی یا چیزی بودن
قاله ghaalle ۱قله ی کوه ۲چکاد
چکه chekke ۱آب جاری ۲قطره آب
لالتا laaltaa نام مرتعی در نزدیکی آلاشت
پرده – شکنی parde shekeni هدیه ای که برای برداشتن حجاب نو عروس،به او دهند
کربارچی karbaarchi کسی که توده های بسته شده ی زراعت را از زمین به خرمن گاه می ...
کانه kaane ۱قدیمی – کهنه ۲کهنه – پارچه ای جهت پوشاک بچه
لس کاری las kaari تنبلی
دسته daste مجموع خوشه های بسته شده ی برنج را دسته می نامندبخش پایینی ...
ایرا iraa از توابع دهستان بالا لاریجان بخش لاریجان آمل
لاتکا laatkaa قایق
چیس chis چین و چروک – چین و چروک لباس و پیشانی
بنه وشت bene vesht نهال تازه رسته و کوتاه
شومالی shoomaali مشعل
چپر chaper یکی از چهارپایه ی آلونک مزرعه که پله هایی بر آن کنده شود ...
بجوس bajos ۱ جویده شده ۲نشخوار شده
اگرو agero تهدید کردن
پف خیک paf Khik شکم گنده
تن کش tan kash هر چیزی که به هنگام خواب بدن را بپوشاند – ملحفه – لحاف – ...
قلیون نهار ghalyon nehaar صبحانه ی دیروقت – چاشت بین وقت صبحانه و ناهار
تیرنگ زون tireng zevon گیاهی است تک برگ شبیه زبان پرندگان که به عنوان سبزی پلویی ...
یک بار هاله yek baar haale مقیاسی جهت توزین – یک لنگه بار اسب یا قاطر
اسپی جن espijon ۱از خاندان های اهل روستای کیان واقع در دلارستاق آمل ۲شپشو ...
در زنیک darzenik نوعی سبزی صحرایی
تیکش tikash نام روستایی از آبادی های گلیجان قشلاقی در تنکابن
ماقر بیاردن maagher beyaarden وادار به اقرار کردن
کلاش kelaash خارش
داز تو بوین daaz t baviyen نیم کوبیده شدن غلات خرمن
ده بیین de baiyan هارشدن
زیر دمبی zir dembi بند چرمی کفل اسب
گرمزیل garmzelil ۱جای گرم ۲گرمای زیاد
پله palle پره ی بینی
تن تن سو tan tane soo ۱مالیدن تن همدیگر
شخ تبرسی sheKh tabersi از توابع دهستان بالاتجن قائم شهر
چندش chendesh ۱شخص بی نظم و کثیف ۲لرزش خفیف و کوتاه در بدن در اثر تنفر از ...
پشت بند peshte band ۱کلون در ۲پشتوانه ۳پشت سرهم – پی در پی
زروبل zaroobel نوعی پرنده

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۴۵
mod_vvisit_counterديروز۵۲۱۷
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۲۴۸
mod_vvisit_counterاين ماه۷۹۳۵۴
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۲۹۶۹۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني