مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کهر kahar اسبی که رنگش سرخ مایل به سیاه باشد
حاجی کلا haaji kelaa ۱از توابع دهستان میان رود شهرستان نوشهر ۲از توابع دهستان ...
متالون metaaloon نهری که از رودخانه ی تالار جدا شود
قارن وند ghaaran vand
پا پچ paa pech پارچه و بندکی که با آن پای کودک را در گهواره بندند
پس خارد pas Khaard پس مانده ی خوراک یا نوشیدنی
کل کل چهارشمه kel kel chehaarshamme چهارشنبه ی آخر سال که جشن چهارشنبه سوری در آن روز است
لک هاکردن lek haakerdan حرکتی میان دویدن و راه رفتن
کینگه kinge ۱کاسه ی دوتار ۲بدنه ی اصلی ۳درخت ۴پایه درخت بن
چیک کولو chik kooloo گلوله ی آتش – زغال گداخته و مشتعل
رد بئیین rad baeiyen عبور کردن – گذشتن
کت kot زمین بلند
سواهی savaahi بامداد پگاه
ستاره نش هادان setaare neshon haadaan
بالا کال نوچشمه baalaa kaal no cheshme چشمه ای در شمال شرقی دراز نو از منطقه ی ییلاقی بالا جاده ...
کر خزه kar Khazze وسیله ای شبیه سورتمه که توسط دام کشیده می شودو پشته ها را ...
اشم و نشم ashmo nashm ۱هیولا ۲آدم وارفته
کورمغز koor maghez نوعی مگس
بتنسه batenesse می توانست
حلورده helvarde حلواشکری
پشته چکن poshte chaken آرواره ی بالا
کوت کوتی koot kooti نام درختی است
دست کنج dast kanj طناب دنباله ی تور ماهگیری
پش بیموئن pesh bimooan ۱روی دادن – رخ دادن ۲قاطی کردن – دیوانه شدن ۳جلو افتادن ...
زردآلو zerd aaloo زردآلو
کله کش kalle kash راه ویژه ای که پیوسته احشام از آن عبور کنند
اشکم بند eshkem band شکم بند
پنجیک panjik پنجمین شب تولد نوزاد که به طور معمول جشن گرفته می شود
چنگل پته changel pate چغندر پخته
مالدار maal daar ۱کسی که صاحب گله ی گاو یا گوسفند باشد ۲سرمایه دار
جینکا jinekaa گاو نر جوان
کردشا kerdeshaa زمینی که کشت شود
زنگ بزه zang baze زنگ زده
لق دهن laghghe dahan ۱خبرکش ۲فضول
زرد اهل zard ahel ۱پری شاهرخ – انجیرخوار ۲نام عملی:otiooos orioos
اوجاتوپ ojaa toop از دهات استرآباد رستاق
چوک چوک chook chook گنجشک مگس خوار
کینه دل بیتن kine del beyten ۱کینه جو گشتن ۲دشمن شدن
بتوستن batoosten ریسیدن و تاباندن طناب و الیاف گیاهی
انتی enti این طور – این گونه
لـله ونگه lale vange از مراتع شبه جزیره ی میان کاله ی بهشهر
هر هری hor hori هر چیز شل و از هم واشده
خانم باجی Khaanem baaji کفش دوزک
دسپر بسپر desper besper ۱سفارش ۲ساخت و پاخت
بنگوئن bengooen ۱از کار انداختن ۲انجام کاری را به تأخیر انداختن
کتو kattoo ۱یک پارچه ۲خالص ۳نام مرتعی در جنوب لفور سوادکوه ۴انباشته ...
پتل petel ذرت بو داده
پیش خون pish Khoon به هنگام اجرای قصه و پیش از آغاز کار نقال،شاگرد نقال برای ...
کرچ kerch ۱ماکیان کرچ ۲زمین سفت
شلیل shalil شلیل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۵۹
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۶۶۷۷
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۱۹۱۳
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۲۸۸۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني