مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
این کت – اون کت in – kat – oon – kat از انواع بازی های بومی و سرگرم کننده
سحری sahari از نغمات موسیقی مذهبی در مازندرانسحری قطعه ای سازی و برگرفته ...
کند kend ابزاری سه یا چهار شاخه که دارای دسته ی چوبی بلند است و برای ...
پرپتی بزوئن parpeti bazooan پرپاتی بزوئن
شالی درو shaali dero ۱درو کردن برنج ۲زمان درو کردن ۳دروگر
پچیمه – شخ pachchime sheKh پرنده ای بسیار کوچک،بومی جنگل های شمال ایران،با رنگ خاکستری ...
گف gaf گپ حرف
سود بخارده sood beKhaarde ۱بسیار گرسنه ۲کسی که در آتش شهوت می سوزد
کله هادان kale haadaan محاصره شدن گراز به وسیله ی سگ های شکاری و گروه شکارچیان
فتابی fetaabi دارابی – از مرکبات،میوه اش بزرگتر از پرتقال و طعم آن ترش ...
تپ تپ tap tap از اصوات است مانند:برخورد کف دست با آب راکد – کوبیدن متوالی ...
خل په Khel pe شبیه خل ها و دیوانه ها
یار yaar ۱دوست ۲معشوقه ۳یار و یاری دهنده
مزیر mezzir ۱مزدور ۲کارگر فصلی ۳نوکر
نمنه namene جای پر نم و رطوبت
آب لاکو aab laakoo لاک پشت
قن ghen ۱به رعایایی می گفتند که در گذشته با زمین خرید و فروش می شدند ...
پی کاله pey kaale ۱کنار – در کنار ۲برآمدگی عقب پستان گاو
پله هاکردن pele haakordan پیله کردن – سماجت کردن – بهانه جویی کردن
سنگ چارام sang chaaraam بازی یک قل و دوقل
غال غال ghaal ghaal جوش جوشش
غازکلا ghaaz kelaa نام مرتعی در شیرگاه واقع در منطقه ی سوادکوه
کل kal ۱جفت گیری حیوان ۲بز نر
سفالی sofaali ساقه های برنج دسته شده که دانه های آن را تکاندن و بر زمین ...
زینگه تار zinge taar دو تار
پابزه paabeze آبی که از زمین زراعی خارج شده به هدر رود
آبسان aabsaan آبستن
کود kood لبریز – پر
تلم talm ۱ران ۲تیر چوبی بلند و محکم
رته ratte از اصوات – فرمان چارپادار در احتراز از برخورد و تصادم افراد ...
بنه سو bene so طحال طحال گوسفند و گاو
سفته safte ۱سبدی که از نی و ترکه ی درختان درست شود ۲نوعی وسیله ی ماهی ...
نرمه وارش narme vaaresh از باران های ریز دانه یک نواخت و ممتد
پرازی peraazi ۱زمین شیب دار ۲دامنه
سالی کنده saali kande روستایی در دهستان چهارکوه کردکوی
دس پشتی داشتن das peshti daashten
کفی نک kafi nek چوبی مخصوص جهت فرو ریختن گردو از درخت
بوک هاکردن book haakerdan ۱اخم کردن ۲چانه را به جلو دادن
تهن نون tehen noon نوعی نان که در تابه سرخ کنند
پلور peloor غرش پلنگ
پاکتل paa katel از ابزار بافندگی سنتی که با پا پایین و بالا شود
شال ویلاج shaal vilaaj باران کم – بارنی که از چند قطره تجاور نکند
چارسر chaare sar از روستاهای تنکابن
آییش aayish ۱پخته شده ۲له شده
بشا boshaa ۱گشاد ۲باز و رها شده ۳باز شده،گره باز شده
بی گمون bigemoon بی گمون
ابکل abkal ابیا
جزمال گند jez maal gand ۱بوی سوختن نمد ۲بوی سوختگی پارچه ی نخی
کمان رستم kemaan rostam قوس و قزح
تلرز talerz حشره ای گزنده و خونخوار به اندازه مورچه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۸۷۶
mod_vvisit_counterديروز۶۱۲۴
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۶۹۰
mod_vvisit_counterاين ماه۶۸۷۶
mod_vvisit_counterجمع۱۳۴۲۲۸۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني