مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ایشون ishoon این ها
بن بکتن ben baketen ۱قطع شدن آب ۲نابود شدن و از ریشه و اصل افتادن ۳مفعول گشتن ...
پوش poosh ۱پهن اسب و استر
پا تکی paa teki ۱فرش کوچک در ورودی اتاق ۲پارچه ی کهنه ای که در گذشته جلوی ...
زن استا zan estaa همسر فرد استادکار
چنگ دلایی cheng delaaei خمیدگی ناشی از پیری یا بیماری
تراب تله teraab tale داد و بیداد
خربنو Khar banoo نوعی گنجشک که به طورمعمول هفت تخم می گذارد که یکی از آنان ...
پخ پخی peKh peKhi ۱قلقلکی ۲مبتلا به تنگی نفس
کوب لمه koob lame ۱رفت و روب – خانه تکانی
داغ ببیین daagh babiyan ۱بسیار گرم شدن ۲سوگوار شدن
تلختن telKhetan ۱پشیمان شدن ۲ستم کردن ۳پنهان شدن – خود را مخفی کردن
استر – واش astar vaash اسبه واش
لاخ دینگئن laaKh dingoen ۱چال انداختن ۲ایجاد ژرفا نمودن
انارون enaaroon از کوه های اطراف دهکده کندلوس نور
لجی علف laji alef نوعی علف صحرایی
اوزی هاکردن oozi haakerden آب تنی کردن
کیون keyoon از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل
پارچ بزوئن paarch bazooen ۱پخش شدن و باز شدنی ناگهانی ۲پاشاندن ۳پخش کردن
ورندین varendin از توابع میان دورود ساری
۲قطعه ای،است سازی برگرفته از موسیقی آوازی ایران در بیات ترک بیشتر فرهنگهای فارسی معنی بیات را به معنی گوشه هایی از موسیقی سنتی ایران آورنده اند۳در آنندراج از آن به نام شعبه ای از موسیقی و در ترکی،نام طایفه ای از ترکان یاد کرده است بيّات bayyaat
بزپل bezo pel ۱پل تنگ و باریک که از تنه ی درختان ساخته شود ۲به سبب توانایی ...
سوش sosh صدای خفیف جابجایی حیوان که از برخورد با برگ خشکیده حاصل ...
پرسواحی pare sevaahi صبح پریروز
تنیره tanire گرما و حرارت برخاسته از آتش – لهیب آتش
بن هال bene haal پایین ترین کرت زمین
شیر کلا shir kalaa ۱از توابع دهستان میان رود شهرستان نوشهر ۲از توابع رستاق ...
تنورک tanoorak نام کوهی در نور
جق بته jogh bete سیری ناپذیر
شش دکتن shesh daketen ۱بلا افتادن ۲آفت زدن
این دفه کش in dafe kash دفعه ی دیگر – باردیگر
چرخ هایتن charKh haayten ۱گردیدن – گردش کردن ۲جستجو کردن – دنبال گم شده گردیدن
جار jaar بالا
پیشک pishek شش شب گذشته
غول سنگ ghool sang ۱مزرعه ای در شمال شرقی بالا جاده ی کردکوی ۲دهکده ای در بالا ...
خولر Kholar نخود فرنگی
افتوه aftove ۱آفتابه – ابریق ۲قهوه جوش قدیمی
له بدائن le bedaaen ۱خوابانیدن ۲خواب کردن ۳خراب کردن بنای ساختمان و دیوار ۴بریدن ...
گیزه gize
سفه دچیین safe dachiyen بدگویی کردن
چادرشوی هردیم سرخ chader shoye hardim serKh چادرشب چهار تخته ای است که چهار ردیف پارچه در عرض هم دوخته ...
هشتک hashtek نوعی کوزه ی بزرگ
هلیزم hali zoom نام مرتعی در آمل
جرکن jar kan کسی که خندق حفر کند
مرز کمر marze kemar ستون فقرات
پروش peroosh شب پره
بزمی لش bez mi lash نام محلی در سوادکوه
بلاته belaate رنگ و رو باخته
ختنی Khatni گل ختمی
خرفنی Khar feni آدمی که بینی اش بزرگ باشد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۰۰۳
mod_vvisit_counterديروز۷۵۵۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۹۲۰۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۴۳۳۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۳۹۱۶۹۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني