مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هیأت heyat ۱شکل،پیکر،وضع،طرز(فرهنگ معین/ج۴/ص۵۲۲۸) ۲این واژه،علاوه ...
واشان vaashaan ۱رنگ دادن پارچه ۲پس گرفتن سخن
تالم هاکردن taalem haakerdan ۱نفله کردن ۲غارت کردن
خشت کوره سر Kheshte koore sar محل کوره ی آجرپزی
خفه بویین Khafe baviyen ۱خفه شدن
اره نا arenaa بله خیر پاسخ – درخواست پاسخ سؤال
کلیک بخردن keliak boKhordan قفل شدن زبان و از سخن باز ماندن در اثر ترس و وحشت
پغام په peghaam pe ۱پیغام فرستادن ۲به دنبال پیغام ۳از سر پیغام و اشاره،اجابت ...
آهنگر محله aahengar mahalle از توابع دهستان استرآباد گرگان
تیلن او tilen oo آب گل آلود
پش pash پشم کرک موی گوسفند
تغان teghaan از توابع لاله آباد بابل
لنگ په lenge pe لنگ په
لنگری langeri ۱سینی مسی ۲بشقاب بزرگ
پاش کلا paash kelaa از توابع دهستان دابوی جنوبی از بخش مرکزی آمل – پاشاکلا
قتره ghatre ظرفی که شیرگاو را بعد از دوشیدن در آن ریزند
ممرزکن mamrezakan نام آبادیی در درازکلای بابل
کنا kenaa کننده – انجام دهنده
شیتن بازار shayton baazaar بازار درهم ریخته از همه نوع اجناس و لوازم زندگی
گا در گا gaa dar gaa بدتر خیلی بدتر
خس خس Khes Khes ۱صدای ریه ی چرکی ۲لفظی برای رام کردن مرغ
لودار مجمع lo daar majme
ظر گدر zor goder هنگام ظهر – ظرگدر
سابدئن saabdaan تیز کردن
سرک sarek نیم نگاه – سرک کشیدن – نگاه دزدانه
قارق ghaaregh قرق جای قرنطینه شده
خوندش Khondesh آواز – آواز خواندن
آزادمون aazaad moon روستایی از دهستان اهلم رستاق آمل
زولنگ zooleng ۱سبزی خودرو و معطر خوراکی ۲تاول هایی شبیه به زگیل
سیو ولیک siyoo valik نوعی زالزالک خودرو و خوردنی
لتی leti شانه ی حصیربافی
فیسن fisen کسی که زیاد می چسد
پرجن – بزوئن parjen bazoen الک کردن
جی جی jiji ۱صوتی برای رام کردن مرغ و ماکیان ۲طلب شیرمادر از سوی زبان ...
ته تیک ta tik سکویی که در دو سوی درواز های چوبی و بزرگ تعبیه می شد
فرت هکاردن fart hekaarden پرت کردن
کاهار kaahaar ۱بر ماده ی یک ساله گوسفند دو ساله ی ماده ۲بزی که هنوز نزاییده ...
سه لنگ se lang نوعی صدای ته حلقی که به هنگام کارهای گروهی در مزارع،هم چون ...
بلت balet بلد – دانا
نل nel ۱نگذار – مانع شو ۲فعل نهی
در گز dargaz داس بزرگ علف تراشی
مستکی masteki ۱جایی که گیاهان چسبنده،فراوان روید ۲نوعی گیاه چسبناک ۳شیره ...
پیری گر peyori ger هم خوان – گروه خوان
هدی جه کد دکتن hedi je ked daketen با هم دشمن شدن
ارب – در کج ereb dar kaj کج و معوج – کج و کوله
شهردار shahrdaar ۱درخت شمشاد ۲شهردار شهر
تیم کن tim kan کسی که نشا را از خزانه می کند و دسته دسته می کند
سر باش sar baash ۱پیروز – غالب ۲قویتر – برتر
شکر تلی shaker tali خار شتر – یکی از انواع گیاهانی که از آن عرق گیاهی تولید شود ...
سرپتی هکاردن sar peti hekaarden ۱روی هم گذاشتن ۲پارچه ی لوله شده ای که بر سر گذارند و سپس ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۰۴۲
mod_vvisit_counterديروز۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۸۷۵
mod_vvisit_counterاين ماه۸۵۹۸۱
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۳۶۳۲۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني