مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کرهی karehi شب صاف و مهتابی که در آسمان لکه های سفید ابر دیده شود
هکن نگن haken naken امر و نهی
زیله zile مکانی در روستایی زیارت گرگان
هوشت hoosht ۱اشاره ی بی ادبانه ۲لفظی برای آگاهانیدن کسی به این منظور ...
رودبارک rood baarek ۱از توابع دهستان پشت کوه ساری ۲از توابع دهستان کلاردشت
یکه – چو yakke choo
اروا ervaa ۱ارواح ۲از این واژه مفهوم مفرد نیز مراد کنند
غار میین ghaar mayein درخت یا هر چیزی که گره های بزرگ در تنه اش باشد
خاجیر khaajir ۱خوب – درست ۲زیبا ۳تندرست – سالم
گو خسون goo Khosoon نام دهکده ای در کوهستان کلارستاق چالوس
بنه شل bene shel پاجوش که از کنار ساقه ی اصلی روید
ابلق پر ablagh par فرهنگ نامه ها این کلمه را معرب ابلک فارسی گفته اندولی لغویون ...
سر رو هدائن sar roo hedaaen رفتاری که به وقیح شدن کسی بی انجامد
کنف kanef کنف
کتخ katoKh کلوخ
گل افشون gol afshoon از توابع شهرخواست شهرستان ساری
بنگیریم bangirim پیدا کنیم
بری beri بره
خرابه لهرم Kheraabe lahrem از توابع دهستان بیشه سر قائم شهر
وینی زک vini zek
بیله ماغ bile maagh خورشتی از روغن،آرد،تخم مرغ و دانه ی انار
لرت lert رسوب – مواد ته نشین – درد
اسا assaa ایستاده
قمبل ghombol قر دادن
بی ور biver ۱بدمزه ۲غذا یا علوفه ی غیرقابل استفاده ۳ناکارآمد بدرد نخور ...
پندلیک pendelik بسیار سیاه و تیره
ریکنده raykande از توابع دهستان بیشه سر قائم شهر
افرا – تخته efraa tazte روستایی در جنوب شرقی علی آباد کتول از دهستان کتول
بوشائن booshaaen باز کردن
دمیزیین damiziyen ریدن
خجره Khajere داس
ماس خاری maas Khaari ماس خاری
بالا روشندون baalaa rooshendoon از توابع بخش بهنمیر بابل
خرجی Kharji پول و خوراک سالانه ای که دامداران بزرگ به چوپان ها پرداخت ...
گو کله غاز goo kalle ghaaz پرنده ای شبیه غاز که از غاز درشت تر است و پاهای بلندتری است ...
نمه نا name naa باران کم و طولانی
رچ خوری rach Khori مهمانی دوره ای – به نوبت میهمانی دادن
دبه هاکن dabbe haaken اعتراض کن
الیز eliz تداعی معانی – گفتار یا کاری که موجب یادآوری خاطره ای شود ...
شرغ شیریغ sheragh shirigh صدای شکستن چیزی خشک مثل چوب خشک یا چینی آلات
سارخ saareKh ۱بقچه ۲از واژه ی ترکی سارماق به معنی پیچیدن گرفته شده است ...
پیش چر pish char اولین چرای دام در مراتع
خوردی دریا Khoordi deryaa دریاچه
شا وزیر بازی shaa vazir baazi نوعی بازی – درنه بازی هم گویند
چمبله chambela چمالهپارچه یا کهنه ی تاب داده که به دور دیگ پلو و زیر درپوش ...
پی کیس pey kis گوشه کنج زاویه
گورش goresh صدای نعره ی گاو یا هر صدایی که شبیه آن باشد
بریز bariz ۱بریز ۲جاکن
کین دری kindari از طریق مخرج
انگوشتر angooshter انگشتر

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۸۵۰
mod_vvisit_counterديروز۶۹۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۹۸۱۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۸۱۹۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۸۸۵۰۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني