مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شیر لنده shir lende کاملا خیس
میلی meyli داوطلبانه – از سر رغبت
قرت هدائن ghort hedaaen قورت دادن
بازار کمر baazaar kamar قله ای به ارتفاع ۳۹۲۰ متر در کلاردشت چالوس
چلشک هایتن cheleshk haaytan فشرده شدن دست یا پا در لا به لای چیزی
ساتن saaten ۱ساختن – درست کردن ۲سازش کردن – کنار آمدن
پینمه pineme ۱خشتک ۲دو و اطراف آلت تناسلی ۳کمر به پایین
تکن بخردن tokon boKhordan جنبیدن – تکان خوردن
پرد سر pordesar از توابع دهستان خرم آباد تنکابن
موافق خون movaafegh Khoon کسی که در تعزیه شبیه هریک از انبیا،اولیا،امامان و خاندان ...
خر خرو Khar Kharoo کره خر
چرا cheraa چریدن،چرای دام
گردن بییتن gerden baiyten قبول کردن – پذیرفتن
قاد قاد ghaad ghaad ۱صدای مرغ بعد از تخم گذاشتن ۲قرقر قرقر کردن
بند دینگوئن band dingooan نخستین مرحله ی نمو شالی که بندی بر ساقه پدیدار شود
جینکا jinkaa ۱گوساله ۲صدای گوساله ی گمشده که با صوت خاصی گالش را فرا می ...
جیرسا jiressaa ۱پایین دست ۲از طبقه ی پایین از اقشار ضعیف
علی اکبرخون ali akber Khoon در اصطلاح به کسی گفته می شود که در مجلس تعزیه،نقش علی اکبر ...
منگو mango گاو ماده ی شیرده
سر مدبخی sar medbeKhi نوعی مراسم در دوران نامزدی که مرغ و گوشت،روغن،هیزم و از ...
زیز ziz زوزه ی سگ در اثر درد
پلا پج pelaa paj قاشق چوبی
این ور – اون ور in – var oon var ۱این سو – آن سو ۲ این پهلو آن پهلو ۳تغییر عقیده ۴خبرچینی ...
سرنگونی sarnegooni نوعی نفرین به معنی بمیری و از بین بروی
جاولی – کوشک jaaveli kooshk نام قصری استصاحب تاریخ تبرستان می نویسد:حسام الدوله ی شهریار ...
سر کش sar kash چوبی که در شیروانی خانه های روستایی به کار رود
ریه riye کنایه از فرزندان و نوه ها و ایل و تبار
دس خرسا بویین das Khersaa baviyen کنایه از:بازیچه شدن – آلت دست شدن
اتنده شر atande shar این اندازه از سطح
مرچ march ۱نام دهکده ای در کوهستان نور ۲مرتعی در آمل
گرین گن garin gen کسی که به بیماری گر مبتلا می باشد
اونورجه oon varje از آن طرف
سمدی samedi سمدی یکی از زبان های قراردادی ناحیه ی شمال استرآباد بوده ...
غب gheb ۱غیب – غیب گویی ۲پیشگویی
گالی بویین gaali baviyen ۱بریده شدن ۲دونیم شدن ۳شکستن دست یا پا
قر ghor ۱ورم کرده – باد کرده ۲چاقالو گردو قلمبه
خربنو Khar banoo نوعی گنجشک که به طورمعمول هفت تخم می گذارد که یکی از آنان ...
پریدون paridoon فریدون
شلاد shallaad شلوغ کار – شارلاتان
نغنده – هکاردن naghende hekaarden دوختن لحاف و زیرانداز
نون خار noon Khaar افراد تحت تکفل – نان خور
زینگه تار zinge taar دو تار
هرک بویین herek baviyan ۱سردرگم شدن ۲درهم و برهم
خرگل Khar gel ۱سبدی ساخته شده از چوب و تخته که بر پشت اسب بندند و با آن ...
گرجی garji ۱آبله گون ۲زندگی
گو النگ go aleng خل دیوانه
بری bari از انواع قرقی
اسبه توت دار esbe toot daar درخت توت سفید با نام علمی aba moroos
گرمب goramb صدای افتادن چیزی از بلندی
افلیت afilet روستایی از دهستان چهاردانگه هزارجریبی ساری

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۷۰
mod_vvisit_counterديروز۶۹۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۶۷۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۶۱۷۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۰۱۰۷۶۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني