مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دپیسانیین dapisaaniyan خیساندن
لاروبه بویین laaroobe baviyen گود و عمیق شخم شدن
هینجور haynjoor این طور – همین گونه
پسنک pessenak پستانک پلاستیکی
ترشی کاندس tershi e kaandes ترشی ازگیل وحشی
جی ji جان – روان
شل پتی shel pati آبکی و رقیق
دس لمپا das lampaa چراغ دستی
پن پلی pan pali نوعی بام پوش گیاهی شبیه گاله
دم کش هاکردن dam kash haakerden تشنگی بیش از حد احشام که در نتیجه،آب را به صورت غیرمتعارف ...
سر به نزه sar be neze سر به روی نیزه که نوعی نفرین است
قلا کتی ghelaa keti از توابع دابوی جنوبی در بخش مرکزی آمل
چپ چدار chap chedaar بستن یک سدت و یک پای ستور به هم،به گونه ای که نتواند بگریزد ...
اوسار owsaar افسار
نم تینگ nam ting ۱کمترین رطوبت ۲آخرین رمق و توانایی
چارمخه chaar meKhe ۱نوعی قرار داد بین گالش ها
واکل vaakal نوعی گوسفند
گرومبه گرومبه goroombe goroombe ۱پی در پی ۲صوتی است که از کوبیده شدن دو جسم سخت به هم ایجادمی ...
دس شپل das shepel سوت زدن با دهان
ول چره val chare ارتفاعی در سوادکوه
پولاد کو poolaad koo نام کوهستانی در غرب مازندران از کوهستان کلاردشت
شل محله shel mehalle از توابع لنگای شهر عباس آباد
جغ بکشین jagh bakeshian فریاد کشیدن
حصیری hasiri نوعی دست بند طلا
چو چینکل choo chinkal چوبهای درشت اجاق
بلک داشتن balek daashten کنایه از:متنفر بودن – نفرت داشتن از کسی
مونگ moong ماه – ماه آسمان
چش به چش chesh be chesh از انواع بازی های بومیدر این بازی دو نفر مقابل هم نشسته و ...
سس کوت soskoot سس کوت
کبود آب kabood aab دره ای در منطقه ی هزارجریب بهشهر
چت کش chet kash نام مرتعی در حوزه ی کارمزد شهرستان سوادکوه
تش پسک tash pash خاکستر آتش که به هوا خیزد – خاکستر سبک
کلایه بن kelaaye از توابع رامسر
روجی رجه rooji raje ارتفاعی در شمال آلاشت سوادکوه و به معنی جایی که خورشید طلوع ...
دمرد damerd خاموش – خاموش شده
لجه leje خون لخته شده
داشتیار daashtiyaar ۱دشت بان ۲حشام دار
تکه لو tekke lo نوک – لبه
دار لوبیا daar loobeyaa لوبیای درختی
از باران az baaraan روستایی از دهستان دابوی شمالی آمل
بس گیتن bas giten بند زدن چینی
رواج بیتن revaaj bayten رایج شدن
پوش poosh ۱پهن اسب و استر
رز بند reze bend ۱پای بند ۲بند و کتل
کتو kattoo ۱یک پارچه ۲خالص ۳نام مرتعی در جنوب لفور سوادکوه ۴انباشته ...
کال در kaal dar نوعی در،مخصوص ساختمان های قدیمی که هر لنگه ی آن از دو نیمه ...
دورابه dooraabe ۱نقطه ی دور ۲سراب
تیر گوش tir goosh ۱گوشی که برای شنیدن حرف مهم تیز شده باشد ۲گوش نوک دراز
سه پک se pek ۱سه گام ۲فرار را بر قرار ترجیح دادن
غیه ghiye ۱فریاد کردن ۲گریه ی دسته جمعی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۴۱۵
mod_vvisit_counterديروز۶۸۳۸
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۰۷۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۴۱۸۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۵۷۰۱۴۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني