مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پیاز ریسه peyaaz rise رشته ای که با در کنارهم قرار دادن چند پیاز درست شده و آن را ...
پلهم سر pelhem sar دانه های رسیده و سیاه رنگ گیاه آقطی
هالی هکاردن haali hekaarden فهماندن – آگاه کردن
ساک saak ۱رستنی – علوفه ۲پاجوش بعضی غلات چون برنج که پس از درو رشد ...
نمک اش namak esh آزمودن طعم غذا جهت تشخیص میزان چاشنی آن
لمچ lamch ۱گونه – لب و لوچه ۲دهان
وار کند vaar kend امر وار کندن
کتل گو katel goo ۱گستاخ،کسی که سخنان درشت گوید ۲بیهوده گوه
بتوپ batoop تشربزن مخاطب را مورد حمله ی لفظی قرار بده
حاجی دلا haaji delaa از توابع دهستان دلارستاق بخش لاریجان آمل
پلی به پلی pali be pali کنار هم
اسبیهن esbihen از فرآورده های لبنی مانند:ماست و پنیر
ساک بزان saak bezaan در انتظاری طولانی رها شدن به مانند علف زیر پا سبز شدن در ...
دسکته daskate افتاده – ناتوان
فسخاره fesKhaare قدح –کاسه ی بزرگ چینی
دگنک dagnak سیخک – چوب سرتیزی که با آن چهارپا را تحریک کنند تا تند برود ...
هراوشت haraavasht ۱سرریز شده ۲تند و شتابان
سیم کلوم sime kolom از مراتع نشتای عباس آباد
بتلیم batlim روستایی از دهستان بندپی بابل
ته رمزون te ramzon توتونی که برگ های بزرگ دارد
آرینه دار aarinedaar آیینه دار که پیشاپیش عروی حرکت کند
کئو بخت kaoo baKht بدبخت – تیره بخت
پپاش هدائه pe paash hedaae انبوه شده متراکم
گژگال gezhgaal ۱شرور ۲پر سر و صدا
گلییه تا geliye taa ۱کلاف کردن نخ ۲یک رشته نخ
دانه پاش daane paash طبق چوبی یا فلزی که جهت بوجار کردن غلات و برنج مورد استفاده ...
سگ شیر sag shir سگ شیر – نام گیاهی است از تیره ی فرفیون
خنه – بنه Khone bene مکان مسکونی با ضمایمش – خانه و منزلگاه – جا و مکان
خاندسن Khaandessen آواز خواندن
ات et از اصوات جهت راندن اسب
کلمه koleme از توابع کلاردشت
خرس گوشی Kherse gishi همان قصرکشه است به معنای دامنه ی قصر که منطقه و مزرعه ای ...
دزدک dezdek از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریبی ساری
تلاچنگی telaa changi گیاهی از تیره ی اسفناجیان که در جلگه ها و کوهپایه های شمال ...
مرز بال marz baal مرزهای کوچک و بزرگ کشت گاه
دس مایه das maaye سرمایه ی اولیه – دست مایه
تره tere نهیب – تشر
کئو میلا kao milaa نوعی لک لک
ولا velaa ۱پهن – گسترده ۲گاه – زمان – بار
هوسه hoose جدا شدن – سوا شدن
اسا esssaa استاد – استادکار
سرجیف sar jif جیب بالایی – جیب رویی
کبود آب kabood aab دره ای در منطقه ی هزارجریب بهشهر
توهادان too haadaan ۱تاب را به حرکت در آوردن ۲از جا کندن کسی و به جانبین خود چرخاندن ...
دار واز daar vaaz پرنده ی شکاری
په دله pe dele عضله ی ساق پا
بئیج baeij برشته کن
پشمالی خال peshmaali Khaal نام مرتعی در حوزه ی شهرستان آمل
سوجانین soojaaneyan سوزاندن
موری moori مویه کردن با صدای بلند

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۱۰۲
mod_vvisit_counterديروز۶۴۴۷
mod_vvisit_counterاين هفته۲۶۳۲۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۹۴۱۶
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۹۲۳۱۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني