مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شل شنه shele shone شانه زدن بر موی خیس
کمان رستم kemaan rostam قوس و قزح
نون لب کن noon lab ken
هرست herest برخیز – بلندشو
کم بین kam bin تنگ نظر – حسود
گردن کته gerden kate وبال به گردن افتاده
بال گردن baale gerden مچ دست
پس پی pas pay پاشنه ی پاقسمت عقب پا
پیر بابا خانی pir baabaa Khaani از مقامات و نغمات موسیقی در نواحی کوهستانی دو هزار و سه هزار ...
ناهار خوران naahaar Khoraan گردشگاهی جنگلی در جنوب گرگان
سمند samend ۱اسب زرد ۲رنگ جگری ۳یک دست
پشت – گل peshte gal ۱عقب افتاده ۲عقب – پشت سر
تاجمار tajmaar نامی بومی برای زنان
سرنگ بکشیین serong bakeshiyen ۱فریاد زدن ۲هورا کشیدن
پائین لموک paain lamook از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
زفران zaferaan زعفران
هاپک haapek بادکنک داخل شکم ماهی
سه چله se chelle سه شاخه
ملا ملا mellaa mellaa نوعی بازی
پورا pooraa فرو رفتگی های دیواره ی رودخانه و یا داخل آب
پوس مز poos mez ۱کار کردن در برابر غذا در مقابل سیر شدن شکم ۲نوعی از روابط ...
سلپیک selpik ۱خیلی سفت – سفت ۲زمین سفت مثل سرب
پته آش pate aash نوعی آش که چوپانان برای سگ تهیه کنند
تراش teraash ۱صاف و هموار ساختن بدنه ی چوب ۲مدادتراش
تیل میسه til misse گلی که به اندازه ی یک مشت و سفت باشد
نگین هاکردن nagin haakerden یکی از حالات شیر دادن مادر به فرزنددر این حالت مادران بدن ...
تیم هادائن tim haadaaan بذرافشانی کردن
شمبه shambe شنبه
بورمحله boor mehalle از توابع دهستان دابوی جنوبی(بخش مرکزی آمل)
اشاگ eshaag دمیدن – فوت کردن
سگ چکن sag chakan یاوه گو – آدم پرچانه – بسیار سخن گو
لووسن lowvesen ۱پارس کردن سگ
تپک tapak ۱کم – بسیار کم ۲آدم قدکوتاه و کوچک اندام
دوزج بن doozej ben از توابع بندپی بابل
کسم کسم kosem kosem ۱کاری را از روی بی میلی و عدم اشتیاق به انجام رساندن ۲کار ...
آل دابو aale daabooye شاخه ای از فرمان روایان پادوسبانی که از اولاد و احفاد گیل ...
موافق خون movaafegh Khoon کسی که در تعزیه شبیه هریک از انبیا،اولیا،امامان و خاندان ...
واوریک هادائن vaaverik haadaaan حرکت به صورت زیگزاگ و دالبری
پرچین پایه parchin paaye ۱پایه ی پرچین
چک بوین chek baveyan دشمنی پیدا کردن – کینه جو گشتن
درشت darosht ۱گذری ۲پررو – بی حیا
آبجی تارم aabji taarem از گونه های مرغوب برنج خزری
پئی پئشی peei pishi پس و پیش عقب و جلو
شوره shoore لکه های سفید خشک شده ناشی از عرق بدن بر روی لباس – شوره – ...
پینکی pineki تسمه ی چرمی که آن را بر پالان اسب بندند تا پالان به طرف جلو ...
کامین تا kaatim taa کدام یک
وکا vekaa لک لک – پرنده ای سفید رنگ که از غار بزرگتر است
رخس ماری raKhos maarey بازی قایم باشک
خد به خد Khed be Khed ۱بین خود – خود به خود ۲اقوام – فامیل
گیج گیجی gij giji ۱سرگردانی ۲دیوانگی ۳احساس سردی کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۴۴
mod_vvisit_counterديروز۶۹۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۶۴۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۶۱۵۳
mod_vvisit_counterجمع۱۵۰۱۰۷۳۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني