مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
وازی چال vaazi chaal گودال هایی که به سبب استخراج خاک و شن در کنار رودخانه ها ...
خومزد Khoo mezd خومزد
لت به سر lat besar ساختمانی که بام پوش آن تخته ای باشد
دوشا dooshaa شیری گاو یا گوسفند شیرده
جر بنگت jor benget پایین انداخته
رفق rafegh دوست
ره re سوراخ روزنه
تنکابن tonkaabon تنکابن یا شهسوار از شهرهای قدیمی غرب مازندران استدژتنکا ...
مغزو maghezoo ۱مغز گردو – میان گردو ۲داخل – وسط
پا شور سنگ paa shoor sang سنگ پا
در و ور dor o var دور و بر – پیرامون
کمن kaman کمند
پسکه peske ۱کوچک – ریز ۲قد کوتاه
توقه کا towgheh kaa کودکان به تقلید از رانندگان اتومبیل رینگ خالی از لاستیک ...
چل خس chel Khes ۱آدم قد کوتاه ۲نوعی پرنده کوچک و بی رنگ به اندازه چکاوک
پرکلاش par kelaash تمیز کردن پر پرنده که به وسیله ی منقار آن ها صورت می گیرد ...
بلوتی یارو balooti yaaroo از ارتفاعات بخش یا نه سر واقع در هزار جریب بهشهر
او کش oo kash ۱کسی که آب از چاه می کشد ۲آبکش برنج
زا گو zaa goo گاو شیرده
ناخر naaKhar مرتعی جنگلی اطراف کدیر و سنگ نو نور
این کش in kash ۱این دفعه ۲این قسمت
اسپرز esperz طحال گوسفند و گاو
زن و زمبیل zan o zambil زن و زمبیل
د ولگه de valge دو برگه – بوته ی تازه از خاک برآمده ای که دو برگه شده باشد ...
هلاکن helaaken بتکان – تکان بده
چوپشته choo peshte مرتعی در نزدیکی لرگان نوشهر
پلاخ pellaaKh صدای آب در موقع جوشیدن یا برخورد با سنگ
لنگه lenge ۱غلاف شلتوک ۲واحد شمارش در بعضی اشیا چون یک لنگه ی در یا ...
دسته deste درست است
مافروجک maafroojek از توابع اسفیورد شوراب ساری
درغ دروغ deragh deroogh صدای تگرگ و رگبار
غم غم gham gham آرام آرام
چم په بیین chame pe biyen ۱باب طبع بودن – دل خواه بودن ۲به مراد رسیدن
جینگ و ماجینگ jing o maajing کنجکاوی بیش از اندازه برای کشف موضوعی – اسرار
زیاک zeyaak نوعی پرنده
جز jez ۱صدای سرخ شدن چربی ۲تف – گرمایی که در اثر سوختگی ایجاد شود ...
ملج malej نارون کوهی که گونه ی دیگر آن اجا است
خیشت Khisht وسیله ی شخم زدن زمین
ونگ ونگ vang vang صدای گریه نوزاد
سرخ سینه serKhe sine سینه سرخ – نام پرنده ایست
پس پیچه pas piche علف زاری که قبلا گوسفند چریده باشد و پس از رویش دوباره،مجددا ...
بره – هادان bere haadaan ۱سرخ کردن – تفت دادن – تفت دادن گوشت و سبزی به اندازه ای ...
دسا desaa چند لحظه قبل
گوشی بیاردن gooshi beyaardan آبسه کردن و زخم شدن کناره های ناخن انگشت
دانگاسی daasngaasi مرتعی بین لاشک وانگاس نوشهر
فری feri نام گوسفندی به رنگ قهوه ای و سیاه
ساده saade بی نقش و رنگ
ترد terd ترد شکننده
مج مجی mej meji ۱بیماری که در اثر درد،به سختی و چهار دست و پا راه رود ۲کسی ...
مار وری maar vari ۱از طرف مادر ۲نسبت خویشاوندی از طرف مادر داشتن ۳رضاعی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۰۹۲
mod_vvisit_counterديروز۷۲۱۰
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۳۱۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۰۷۰۸
mod_vvisit_counterجمع۱۵۲۰۱۰۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني