مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دمتن dameten لگد کردن – پان هادن
لالان laalaan ۱کوهی در ۲۹ کیلومتری جنوبی گرگان و به ارتفاع ۲۴۵۰۱ متر ۲از ...
دکندسته dakendeste ۱کنده – کنده شده ۲آجدار
رجی raji گاو ماده ای که آماده ی جفت گیری باشد
تپلک tepelek کم و اندک
کال گندم kaal gandem ذرت
سردابه sardaabe ۱سردابه ۲انبار زیرزمینی و مورب که درگذشته در آن آب و غذا ...
بدان bedaan دانسته باش – آگاه باش
امسال amsaal امسال
ویهار vihaar ۱شکوفه ی مرکبات ۲فصل بهار
ایاپر تیکاپر ayyaapar tikaapar از بازی های کودکانه:در این بازی دو نفر در مقابل هم بر روی ...
ماس maas ماست
زرشک بن zereshk ben مرتعی در نزدیکی نهرود بار کجور
سرچی sar chi انهدام خارها و بوته های مزاحم پیش از درو و جمع آوری محصول ...
پلتا peltaa تیرهای چوبی زیر سقف خانه
پلیته pelite ۱فتیله ی پارچه ای ۲پارچه ی کهنه
اندک andak مقداری – کمی
یک وجین yak vejin وجین اول
سبیک سبیک بزوئن sebeyk sebeyk bazooan ول گردی کردن
یرو یر هکاردن yer o yor hekaarden ۱این ور و آن ور کردن ۲این سو و آن سو رفتن ۳این سو آن سو کردن ...
رز و رمان هکاردن rez o ramaan hekaarden ضربه زدن – داغان کردن – شکستن و خرد کردن
سید ظهیرالدین sayyed zahireddin سید ظهیرالدین ابن کمال الدین بن میرقوام الدین مرعشی،تاریخ ...
پلیم کاتی palyem kaati تپه ای پوشیده از گیاه آقطی
بن درمه bendarme ۱از جهت پایین ۲سربالا
دمل demmal ۱گوسفند دنبه دار ۲دنبه ی گوسفند
جر هکاردن jar hekarden جر و بحث کردن – مشاجره نمودن
شکل shekl قیافه – هیبت
روضه خنی rooze Khoni روضه خوانی
پخ در بیاردن peKhedar biyaarden ناسزایی به معنی شکم دریدن
سر درکه sar darke از بالا به سمت پایین
دکوش dakoosh خاموش کن
سه بند se bend بخشی از زمین های جلگه ای در التپه ی بهشهر
بن امار ben ammaar زیرزمین
وکه وکه هکاردن vakke vakke hekaarden گفتگوی پر سر و صدا
بجم bajem ۱بجنب – تکان بخور ۲ عجله کن
پیچ pich نوعی طناب الیافی
چرچی charchi فروشنده ی دورگرد پیله ور
کئرد koerd چوپان
شونه سرک shoone sarak شانه به سر
اتو atoo ۱مقداری – اندکی ۲نام روستایی در قائم شهر ۳روستایی از دهستان ...
سر بدوانیین sar badevaanniyan سردواندن
شنگر shenogar شناگر آب باز
پیش چر pish char اولین چرای دام در مراتع
بزبل تک bezbeltek زنگوله بال – از پرندگان خشک زی
پشت پینکی pesht pineki چرم بلند که مانع آمدن پالان به طرف جلو شود
زوار در برده zevaar dar borde از کار افتاده
شلمی آش shalemi aash از آش های سنتی که ماده اصلی آن گیاه خودروی شلمی است
تارو taaro نام ارتفاعی در سوادکوه
خی کن Khi kan شخم ناهموار و پرچاله چوله
شونگ shoovang بانگی که شب پاها برای دور کردن حیوانات آسیب رسان به مزرعه،ادا ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۱۲
mod_vvisit_counterديروز۲۰۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۵۷۳۳
mod_vvisit_counterاين ماه۳۳۲۸۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۳۹۵۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني