مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بسوزانیین basoozaaniyen سوزاندن
پل غل pel ghol ۱سر رفتن آب و چیزهای نیمه روان در اثر جوشش ۲جوشش چشمه
کت kot زمین بلند
مختباد moKhtebaad سرپرست چوپان ها
یک ضرب yak zarb یکباره – یک دفعه
نرورس nare vars نوعی سرو کوهی که از چوب محکمی برخوردار است و در خانه سازی ...
بر بندچو bar band e choo چوب تنگ گهواره
دس ماسی das maasi پارچه ای که برای برداشتن چیزهای داغ به کار رود
چئن cheen چیدن
چره chore زمینی پر آب یا مرطوب که علف هرز سطح آن را پوشش داده باشد
مگ mog پهن یک ساله ی گاو و گوسفند که به صورت کود در آمده باشد
استیرد – کلا estirde kelaa روستایی از دهستان بیشه بابل
قولوپی gholoppi کنایه از کامل،تمامی
اسپیدریک espide rik دندان بسیار سفید
سا آل saaaal پیشانی
لوچه loochche لب پایینی
تج هاکردن tej haakerden تیز کردن
غئل غئل ghoel ghoel جوشیدن آب در اثر حرارت زیاد و بیش از حد
اونما oonemaa ۱از ماه های تبری – اولین ماه تبری ۲آنرا
خزخزانی بازی KhezKhezaanibaazi از انواع بازی های بومی که شباهتی نزدیک با سرسره بازی داردبازی ...
گس ندائن ges nedaaen ۱بی اعتنا بودن – اعتنا نکردن ۲تسلیم نشدن
نرک nerek مرتعی جنگلی در روستای و سی سر علی آباد کتول
تنو کاردن tano kaarden آب تنی کردن
دسکاری daskaari دستکاری
هلی چشمه hali cheshme چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
ویتن vayten افسار حیوان را از دست صاحبش گرفتن
سر تیر sar tir ۱سرمنشأ و محرپک اصلی ۲سریع
چنیک chenik بالای سینه ی پرنده و پایین تر از گردن
چنگک changak قلابی که آن را دیوار یا سقف متصل کنند تا گوشت یا دیگر مواد ...
هرسکایی heressekaayi در حالت ایستاده
زون کچه بویین zevon kache baviyen ۱کف کردن از تشنگی ۲بند آمدن زبان
لبی labi دیگ
په در pedor دوره کردن – مرور کردن
سل sal ۱مزه ای مثل مزه ی گردوی فاسد شده ۲تالاب کوچک
دنبل denbel گوسفند دنبه دار
نپار nepaar ۱تالار چوبی ۲ساختمان کلبه ای که در ارتفاع و روی پایه های ...
غوله ghoole خون سرد بی توجه
قپون ghoppoon کوهان
سر آسیو sar aassiyo ۱سر آسیاب – محل آسیاب ۲محل آبدنگ
مرس افتوبه mers aftobe آفتابه ی مسی
دل دل کاردن del del kaarden مردد بودن – دودل بودن
پیردار pirdaar ۱درختان مقدس در باور مردم ۲نام مکان مقدسی در شیرگاه
ارزتو arazto نوعی سبزی غذایی
سیا تیدانه seyaa tidaane توت سیاه رنگ که برگ آن برای رفع اسهال خوب است
بندبویین band baviyen ۱یک جا قرار گرفتن ۲متصل به جایی گشتن ۳تحمیل شدن به کسی جهت ...
اشلک ashlak نوعی درخت با برگهایی شبیه درخت تبریزی
دلالت هکردن delaalet hekorden ۱منت گذاشتن – سرزنش کردن ۲نصیحت کردن
موزنی moozni نام مرتعی در آمل
گره سری gare sari ۱نوعی مهمانی و سور که به مناسبت گهواره بستن کودک داده می ...
چند chend به صورت جمع شدهی روی پا نشستن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۳
mod_vvisit_counterديروز۵۳۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۱۱۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۲۵۶۴
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۶۲۹۰۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني