مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
آبسن aabessan نک:آوس
چو کینگ choo king چو موس
فیسنجان خئرش fesenjaan Khoeresh خورشت فسنجان
رمشه rameshe گوساله ای که بیش از دو سال داشته باشد
گل ولگی gele valgi نامی برای زنان
منت بویین mennet baviyen نصیحت شدن – سرزنش شنیدن
فرزک ferzek نامی برای اسب چابک
ولشت valasht دریاچه ای در بیرون بشم کلاردشت
چل chel چمنزار همراه با پستی و بلندی و چاله های کوچک که در آن ها آب ...
آخسیس تپه aaKhsis tappe خرابه های واقع در ساحل چپ قراسوی استرآباد
لایی رودبار laayi roodbaar از توابع یخ کش بهشهر
شغاله sheghaale گردوی بزرگ در گردوبازی
چل تاس chel taas جامی از مس که بر روی آن آیات قرآنی حک شده و در اولین استحمام ...
شیپ ship شیب
نون کلوا noon kelvaa نوعی نان محلی
شر پلنگ کا sher paleng kaa از انواع بازی های گروهی ویژه ی نوجوانان و جوانان
کله کویی kole kooei نفهم و کند ذهن
من بار men baar
سملی semeli به سراغ زن یا دختر دیگری رفتن – هیزی
کپل kappel ۱باسن – کفل ۲پرتاب – پرتاب کردن
مری mari هوش حواس
پنج پنجی panj panji نوبت به نوبت – هر پنج روز یک نوبت
سوتک sootek سوت+کابزاری سوتی که توسط شکارچیان حرفه ای از پوست ترد ساقه ...
سرجوری sar joori سربالایی
توری tavri ۱توری همان تبری است که حرفب به و تبدیل شده است – اهل تبرستان ...
اسل – ل –ل osol lo lo نوعی بازی محلی
ماله چال maalechaal دره ای در چالوس
مسگ مگیل masseg magil از توابع شبه جزیره ی میان کاله
پتوش patoosh هوای شرجی و مرطوب
چنه بزئن chane bazoen چانه زدناصرار در گرفتن تخفیف در معامله
هوشین hosheyan خلیدن – نوعی احساس درد از وجود جسم خارجی همچون خار و غیره ...
سه گوش se goosh تخته ی مثلثی شکل که در زاویه ی دو دیوار چوبی اتاق قرار گیرد ...
آه aah آه بلندی که همراه با صدایی خاص از نهاد انسان برخیزد
تبله چی table chi طبال – طبل زن
لاچ وا laach vaa باز – گشوده
میم میم هکاردن mim mim hekaarden من و من کردن
وجارش vejaaresh اشتها میل به خوردن
جنس jenes خسیس – بخیل
کلیگ kelyag از توابع میان رود واقع در منطقه ی نور
جان – در – بوردن jaan dar baverdan از خطر گذشتن
پت بخردن pat baKherdan ۱به نقطه ی جوس رسیدن آب – غل خوردن ۲پچیدن از درد ۳تحمل مشقت ...
خوردکی Khoordeki بچگی – از بچگی – از کوچکی
تهلن tehlen مخالف صاف و روشن – کرد،کبود،گل آلود
شهر تیر shahre tir تیر چوبی سقف از جنس شمشاد
جر و جور jaro joor ۱خرت و پرت ۲بالا و پایین کردن
تیاس tiyaas از مراتع لنگای عباس آباد
کئی تیمن kaei timen فرد مبتلا به کرم کدو
سرجار کوهپر sar jaar kooh par نام دهکده ای در حومه ی کجور
پا پور paa poor تفاله به خصوص تفاله ی چای
رو ro عسل مایع و رقیق

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۲۹
mod_vvisit_counterديروز۳۳۱۴
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۱۶۱
mod_vvisit_counterاين ماه۷۲۰۰۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۱۸۱۵۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني